آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

      Delirious

      dɪˈlɪriəs dɪˈlɪriəs

      معنی delirious | جمله با delirious

      adjective

      پزشکی هذیانی، دچار هذیان، فلادگوی، پرت‌گو

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The patient's fever went up and she became delirious.

      تب بیمار بالا رفت و دچار هذیان شد.

      He's so delirious he doesn't know where he is.

      او بسیار دچار هذیان شده است و نمی‌داند کجاست.

      adjective

      هیجان‌زده، شوریده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      delirious with joy

      هیجان‌زده از خوشی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد delirious

      1. adjective mentally imbalanced
        Synonyms:
        crazy confused disturbed mad unhinged deranged demented insane maniac irrational deviant deviate disordered distracted unreasonable bewildered crazed maniacal manic lunatic rambling raving wandering aberrant incoherent lightheaded settled hallucinatory flipped flipped out off one’s head out of one’s head out of one’s skull disarranged
        Antonyms:
        normal sane balanced collected
      1. adjective excited; very happy
        Synonyms:
        thrilled delighted excited enthused happy wild intoxicated mad furious frantic frenzied hysterical overwrought carried away ecstatic transported beside oneself crazy rabid corybantic rapturous
        Antonyms:
        unhappy unexcited

      سوال‌های رایج delirious

      معنی delirious به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «delirious» در زبان فارسی به «هذیانی»، «آشفته‌حال» یا «از خود بی‌خود» ترجمه می‌شود.

      این واژه غالباً برای توصیف حالتی به‌کار می‌رود که فرد در اثر تب شدید، بیماری، یا شرایط خاص ذهنی و روانی، دچار آشفتگی فکری و گفتاری شده و توانایی درک صحیح واقعیت را از دست می‌دهد. علاوه بر این، در معنایی استعاری‌تر، «delirious» می‌تواند بیانگر اوج هیجان، شور و شوق یا شادی افراطی نیز باشد.

      در پزشکی، «delirious» وضعیتی است که فرد به دلیل بیماری‌هایی مانند عفونت شدید، آسیب‌های مغزی، یا تب بالا دچار هذیان‌گویی و رفتارهای غیرمنطقی می‌شود. این حالت معمولاً موقتی است، اما نشانه‌ای جدی محسوب می‌شود و نیاز به مراقبت فوری دارد. شخصی که «delirious» است، ممکن است دچار گیجی، توهم، بی‌قراری، یا ناتوانی در تمرکز شود. در متون علمی و پزشکی، این واژه اغلب به‌عنوان صفتی برای توصیف حالت بیمار به کار می‌رود و اهمیت تشخیص و درمان آن بسیار بالاست.

      در زبان روزمره، «delirious» می‌تواند فراتر از معنای پزشکی‌اش، به‌عنوان توصیفی برای شدت احساسات به کار رود. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «the crowd was delirious with joy»، منظور این است که جمعیت آن‌چنان غرق در شادی بوده که حالتی نزدیک به بی‌خودی یا سرمستی داشته‌اند. در این معنا، واژه بار مثبت پیدا می‌کند و بیانگر تجربه‌ای پرشور و فراتر از حالت عادی است.

      از نظر ادبی، «delirious» واژه‌ای سرشار از بار تصویری است و نویسندگان و شاعران از آن برای القای شدت احساسات یا آشفتگی‌های ذهنی استفاده می‌کنند. توصیف یک شخصیت به‌عنوان «delirious» می‌تواند نشان‌دهنده‌ی مرز باریکی میان واقعیت و خیال باشد و به خواننده این حس را بدهد که شخصیت در جهانی مه‌آلود و نامشخص غوطه‌ور است. این کاربرد سبب شده است که واژه در آثار داستانی و توصیفی نقش پررنگی داشته باشد.

      از دیدگاه استعاری و فلسفی‌تر، می‌توان «delirious» را نمادی از تجربه‌هایی دانست که انسان را از حالت عادی خارج می‌کند، چه این تجربه بیماری باشد و چه اوج هیجان. این واژه در هر دو حال، نشان‌دهنده‌ی گذر از مرز تعادل و ورود به حالتی غیرمعمول است. به همین دلیل، در زندگی روزمره نیز وقتی کسی را «delirious» توصیف می‌کنند، گاه قصد دارند شدت غیرقابل کنترل احساسات او را نشان دهند، خواه این احساس ترس باشد یا شوق و شادی.

      ارجاع به لغت delirious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «delirious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/delirious

      لغات نزدیک delirious

      • - deliquescence
      • - deliquescent
      • - delirious
      • - deliriously happy
      • - delirium
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.