آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴

      گوش به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / goosh /

      ear

      ear

      گوش, ear
      (کالبدشناسی) اندام شنوایی

      بدون وقفه به همه‌ی سخنرانی گوش فرا داد.

      He heard the speech through without interruption.

      لطفاً بگذارید گوش بدهیم.

      Please allow us to listen.

      اسم
      فونتیک فارسی / goosh /

      corner, nook, angle

      corner

      nook

      angle

      گوشه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      گوش پهن

      wide angle

      اطراف گوش

      around the corner

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد گوش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اذن
      مترادف:
      زاویه گوشه

      سوال‌های رایج گوش

      گوش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «گوش» در زبان انگلیسی به ear ترجمه می‌شود.

      گوش یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین اندام‌های بدن انسان است که نقش اساسی در دو عملکرد حیاتی دارد: شنیدن و حفظ تعادل. ساختار گوش به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود: گوش خارجی، گوش میانی، و گوش داخلی. گوش خارجی شامل لاله‌ی گوش و مجرای شنوایی‌ست و وظیفه‌اش جمع‌آوری امواج صوتی و هدایت آن‌ها به سمت پرده‌ی گوش است. گوش میانی، که شامل استخوانچه‌های چکشی، سندانی و رکابی است، این امواج را تقویت و به گوش داخلی منتقل می‌کند. در نهایت، گوش داخلی که دارای ساختاری مارپیچی‌ به‌نام «حلزون» (cochlea) است، سیگنال‌های صوتی را به پیام‌های عصبی تبدیل می‌کند و از طریق عصب شنوایی به مغز می‌فرستد.

      علاوه بر شنوایی، گوش داخلی دارای ساختاری به نام «دهلیز» و «مجاری نیم‌دایره‌ای» است که مسئول حفظ تعادل بدن‌اند. این مجاری با تشخیص حرکت و موقعیت سر نسبت به جاذبه، به مغز کمک می‌کنند تا بدن در حالت ایستاده یا در حال حرکت، تعادل خود را حفظ کند. به همین دلیل است که آسیب به گوش داخلی می‌تواند باعث سرگیجه یا عدم تعادل شود، حتی اگر شنوایی فرد همچنان خوب باشد.

      گوش‌ها همچنین از منظر اجتماعی و فرهنگی نیز معنادار هستند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، آراستن گوش با گوشواره از سنین پایین مرسوم است و حتی نمادی از هویت یا زیبایی تلقی می‌شود. همچنین، اصطلاحاتی مانند «گوش دادن» یا «گوش سپردن» در زبان‌های مختلف، نه تنها به دریافت صدا، بلکه به توجه، همدلی و درک عاطفی اشاره دارند. نقش گوش در ارتباط انسانی انکارناپذیر است؛ چه زمانی که نوای موسیقی ما را متأثر می‌کند، چه وقتی که با شنیدن صدای یک عزیز آرام می‌گیریم.

      از سوی دیگر، مراقبت از سلامت گوش اهمیت بسیاری دارد. قرارگرفتن در معرض صداهای بلند، استفاده‌ی نادرست از هدفون، یا پاک‌کردن بیش از حد گوش با وسایل تیز می‌تواند باعث آسیب‌دیدگی یا افت شنوایی شود. در دنیای مدرن، با گسترش استفاده از هدفون و آلودگی صوتی، سلامت شنوایی در معرض تهدید بیشتری قرار گرفته است. گوش‌های ما نه تنها دریچه‌ای به جهان صداها هستند، بلکه سکوت و آرامش درونی را هم از همان‌جا می‌شنویم.

      ارجاع به لغت گوش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «گوش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گوش

      لغات نزدیک گوش

      • - گوسفندوار
      • - گوسفندواری
      • - گوش
      • - گوش آویز
      • - گوش ایستادن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.