آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

      Generate

      ˈdʒenəreɪt ˈdʒenəreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      generated

      شکل سوم:

      generated

      سوم‌شخص مفرد:

      generates

      وجه وصفی حال:

      generating

      معنی generate | جمله با generate

      verb - transitive B2

      ایجاد کردن، به وجود آوردن، تولید کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Poverty generates despair.

      فقر ایجاد یأس می‌کند.

      The festival generated excitement throughout the city.

      جشنواره در سراسر شهر هیجان به وجود آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to generate offspring

      زادوولد کردن

      to generate hope

      ایجاد امید کردن

      verb - transitive B2

      تولید کردن (انرژی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The engine generates power to drive the vehicle.

      موتور نیرو تولید می‌کند تا وسیله‌ی نقلیه حرکت کند.

      Wind turbines generate clean energy for the city.

      توربین‌های بادی انرژی پاک برای شهر تولید می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to generate electricity

      برق تولید کردن

      generating line

      (ریاضی) خط مولد

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد generate

      1. verb produce, create
        Synonyms:
        make create cause develop form effect induce originate introduce reproduce breed initiate provoke occasion found institute achieve accomplish perform bring about set up give rise to bear parent beget give birth propagate spawn hatch multiply muster work up get up whip up bring to pass
        Antonyms:
        destroy break

      Collocations

      generate business

      ایجاد کسب و کار/ رونق دادن به کسب و کار / جذب مشتری

      لغات هم‌خانواده generate

      noun
      generator
      adjective
      generative
      verb - transitive
      generate
      adverb
      generatively

      سوال‌های رایج generate

      گذشته‌ی ساده generate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده generate در زبان انگلیسی generated است.

      شکل سوم generate چی میشه؟

      شکل سوم generate در زبان انگلیسی generated است.

      وجه وصفی حال generate چی میشه؟

      وجه وصفی حال generate در زبان انگلیسی generating است.

      سوم‌شخص مفرد generate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد generate در زبان انگلیسی generates است.

      ارجاع به لغت generate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «generate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/generate

      لغات نزدیک generate

      • - generally speaking
      • - generalship
      • - generate
      • - generate business
      • - generated error
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.