آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Destroy

      dɪˈstrɔɪ dɪˈstrɔɪ

      گذشته‌ی ساده:

      destroyed

      شکل سوم:

      destroyed

      سوم‌شخص مفرد:

      destroys

      وجه وصفی حال:

      destroying

      معنی destroy | جمله با destroy

      verb - transitive B1

      خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The earthquake destroyed the city.

      زلزله شهر را ویران کرد.

      His untimely death destroyed our plans.

      مرگ نابه‌هنگام او نقشه‌های ما را تباه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Napoleon's army destroyed the Austrians.

      ارتش ناپلئون اتریشی‌ها را سخت درهم کوبید.

      The Arabs destroyed the Sassanians.

      اعراب ساسانیان را برانداختند.

      The sick horse had to be destroyed.

      لازم بود که اسب بیمار را بکشند.

      The Moon destroys the light of other stars.

      ماه نور ستارگان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

      That event destroyed my faith in modern medicine.

      آن رویداد ایمان مرا به پزشکی نوین از بین برد.

      Greed has destroyed many reputations.

      آز شهرت‌های زیادی را بر باد داده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد destroy

      1. verb demolish, devastate
        Synonyms:
        damage kill ruin end erase abolish suppress overturn consume crush smash wreck break down impair level raze devastate annihilate wipe out eradicate exterminate extinguish abort tear down desolate dismantle gut mar total waste nullify quash ravage shatter spoil butcher dispatch maim mutilate ravish sabotage slay stamp out swallow up trash vaporize annul blot out deface despoil maraud nuke snuff out spoliate torpedo wax zap axe
        Antonyms:
        create build repair restore improve construct

      لغات هم‌خانواده destroy

      noun
      destroyer, destruction
      adjective
      indestructible, destructive
      verb - transitive
      destroy
      adverb
      destructively

      سوال‌های رایج destroy

      گذشته‌ی ساده destroy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده destroy در زبان انگلیسی destroyed است.

      شکل سوم destroy چی میشه؟

      شکل سوم destroy در زبان انگلیسی destroyed است.

      وجه وصفی حال destroy چی میشه؟

      وجه وصفی حال destroy در زبان انگلیسی destroying است.

      سوم‌شخص مفرد destroy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد destroy در زبان انگلیسی destroys است.

      ارجاع به لغت destroy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «destroy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/destroy

      لغات نزدیک destroy

      • - destrer
      • - destrier
      • - destroy
      • - destroy buildings
      • - destroy the countryside
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.