آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

    خرید به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / kharid /

    purchase, shopping, buy, buying, trade

    purchase

    shopping

    buy

    buying

    trade

    عمل خریدن

    پر واضح است که مایل به خرید خانه نیست.

    It is amply clear that he is not interested in buying the house.

    در خرید و فروش خیلی ناشی و بی‌تجربه بود.

    When it came to buying and selling he was a babe in arms.

    اسم
    فونتیک فارسی / kharid /

    goods, shopping, bought, thing(s)

    goods

    shopping

    bought

    thing

    کالای خریداری‌شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    خرید گوسفند سرمایه‌گذاری پرسودی برای کشاورز بود.

    he bought of sheep was a profitable investment for the farmer.

    خرید امروز ما روی میز است.

    Our today's shopping is on the table.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد خرید

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ابتیاع بیع خریداری معامله
    متضاد:
    شرا فروش

    سوال‌های رایج خرید

    خرید به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «خرید» در زبان انگلیسی به purchase یا buy ترجمه می‌شود.

    خرید، یکی از پایه‌ای‌ترین و روزمره‌ترین فعالیت‌های انسانی‌ست که از دوران باستان تا امروز با ما همراه بوده است. این عمل به معنای به‌دست‌آوردن کالا یا خدمات در ازای پرداخت پول، کالا یا هر نوع بهای دیگر انجام می‌شود. در جوامع ابتدایی، خرید بیشتر به شکل مبادله‌ی کالا به کالا (تهاتر) صورت می‌گرفت، اما با گذر زمان و پیدایش پول، فرآیند خرید شکلی مدرن‌تر، ساده‌تر و گسترده‌تر پیدا کرد. امروزه خرید نه‌فقط یک نیاز اقتصادی، بلکه یک تجربه‌ی اجتماعی، روانی و حتی فرهنگی به شمار می‌رود.

    فرآیند خرید بسته به شرایط و نوع کالا یا خدمات می‌تواند بسیار ساده یا پیچیده باشد. برای خرید روزمره، افراد به فروشگاه‌ها، بازارها یا سوپرمارکت‌ها می‌روند و نیازهای اولیه‌ی خود مانند خوراک، پوشاک یا مواد بهداشتی را تهیه می‌کنند. در مقابل، خریدهای مهم‌تری مانند خودرو، خانه یا لوازم گران‌قیمت، نیازمند بررسی، مقایسه، تحقیق و گاه مشاوره هستند. با ظهور فروشگاه‌های اینترنتی، خرید به‌صورت آنلاین نیز بسیار رایج شده و مردم می‌توانند از طریق موبایل یا رایانه، تنها با چند کلیک، کالا یا خدمات مورد نظر خود را از سراسر جهان تهیه کنند.

    خرید اما تنها جنبه‌ی مادی ندارد. بسیاری از روانشناسان بر این باورند که خرید می‌تواند بازتابی از حالات روحی، نیازهای احساسی یا حتی الگوهای شخصیتی افراد باشد. به‌طور مثال، برخی افراد هنگام اضطراب یا ناراحتی، به خریدهای هیجانی (Impulse Buying) روی می‌آورند تا احساس موقتی از کنترل یا لذت را تجربه کنند. به همین دلیل است که در بازاریابی، مطالعه‌ی رفتار مصرف‌کننده به یکی از مهم‌ترین شاخه‌های علم مدیریت و روانشناسی اقتصادی تبدیل شده است.

    خرید تنها یک معامله‌ی ساده‌ی پول در برابر کالا نیست، بلکه آیینه‌ای‌ست از سبک زندگی، فرهنگ، اقتصاد، فناوری و حتی روابط انسانی. چه در یک بازار شلوغ سنتی، چه در یک مرکز خرید لوکس، یا حتی پشت یک صفحه‌ی دیجیتال، خرید همیشه بازتابی از انتخاب‌های ما، اولویت‌های ما و آنچه برایمان ارزشمند است خواهد بود.

    ارجاع به لغت خرید

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «خرید» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خرید

    لغات نزدیک خرید

    • - خری
    • - خریت
    • - خرید
    • - خرید اقساطی
    • - خرید جنس خوب و ارزان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.