آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Create

kriˈeɪt kriˈeɪt

گذشته‌ی ساده:

created

شکل سوم:

created

سوم‌شخص مفرد:

creates

وجه وصفی حال:

creating

معنی create | جمله با create

verb - transitive B1

آفریدن، خلق کردن، به‌وجود آوردن، هستی دادن به، ابداع کردن، احداث کردن

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح متوسط

مشاهده

create a part

(هنرپیشه) نقشی را برای اولین بار بازی کردن، نقش آفریدن

God created the world.

خداوند جهان را آفرید.

verb - transitive

پدید آوردن، ایجاد کردن، برانگیختن، برپا کردن، موجب ... شدن، باعث ... شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Some factories create smoke.

برخی کارخانه‌ها دود ایجاد می‌کنند.

to create noise

سر و صدا ایجاد کردن

verb - transitive

(مقام، عنوان) منصوب کردن، گماشتن، کردن، دادن، اعطا کردن

to create one a judge

کسی را به منصب قضاوت گماشتن

He was created lord at the age of sixteen.

در شانزده سالگی به او عنوان لرد داده شد.

verb - intransitive

(در بریتانیا، عامیانه) قشقرق راه انداختن، الم‌شنگه برپا کردن

Don't go near him while he's creating.

تا داد و بیدادش تمام نشده نزدش نرو.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد create

لغات هم‌خانواده create

سوال‌های رایج create

گذشته‌ی ساده create چی میشه؟

گذشته‌ی ساده create در زبان انگلیسی created است.

شکل سوم create چی میشه؟

شکل سوم create در زبان انگلیسی created است.

وجه وصفی حال create چی میشه؟

وجه وصفی حال create در زبان انگلیسی creating است.

سوم‌شخص مفرد create چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد create در زبان انگلیسی creates است.

ارجاع به لغت create

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «create» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/create

لغات نزدیک create

پیشنهاد بهبود معانی