آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Create

      kriˈeɪt kriˈeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      created

      شکل سوم:

      created

      سوم‌شخص مفرد:

      creates

      وجه وصفی حال:

      creating

      معنی create | جمله با create

      verb - transitive B1

      آفریدن، خلق کردن، به‌وجود آوردن، هستی دادن به، ابداع کردن، احداث کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      create a part

      (هنرپیشه) نقشی را برای اولین بار بازی کردن، نقش آفریدن

      God created the world.

      خداوند جهان را آفرید.

      verb - transitive

      پدید آوردن، ایجاد کردن، برانگیختن، برپا کردن، موجب ... شدن، باعث ... شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Some factories create smoke.

      برخی کارخانه‌ها دود ایجاد می‌کنند.

      to create noise

      سر و صدا ایجاد کردن

      verb - transitive

      (مقام، عنوان) منصوب کردن، گماشتن، کردن، دادن، اعطا کردن

      to create one a judge

      کسی را به منصب قضاوت گماشتن

      He was created lord at the age of sixteen.

      در شانزده سالگی به او عنوان لرد داده شد.

      verb - intransitive

      (در بریتانیا، عامیانه) قشقرق راه انداختن، الم‌شنگه برپا کردن

      Don't go near him while he's creating.

      تا داد و بیدادش تمام نشده نزدش نرو.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد create

      1. verb develop in mind or physically
        Synonyms:
        make form produce build establish start generate design invent devise conceive imagine organize plan compose construct fabricate discover effect originate cause to be shape father rear bring into being set up institute found hatch actualize fashion perform author forge formulate contrive bring into existence give birth give life to beget sire spawn coin erect concoct occasion parent bring to pass invest
        Antonyms:
        destroy ruin

      لغات هم‌خانواده create

      noun
      creation, creativity, creator, creativeness
      adjective
      creative
      verb - transitive
      create, recreate
      adverb
      creatively

      سوال‌های رایج create

      گذشته‌ی ساده create چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده create در زبان انگلیسی created است.

      شکل سوم create چی میشه؟

      شکل سوم create در زبان انگلیسی created است.

      وجه وصفی حال create چی میشه؟

      وجه وصفی حال create در زبان انگلیسی creating است.

      سوم‌شخص مفرد create چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد create در زبان انگلیسی creates است.

      ارجاع به لغت create

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «create» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/create

      لغات نزدیک create

      • - creamy texture
      • - crease
      • - create
      • - create a bad impression
      • - create a good impression
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.