فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Daddy

ˈdædi ˈdædi
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    daddies

معنی

  • noun countable
    (عنوان عامیانه dad ) بابا
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد daddy

  1. noun A male parent
    Synonyms: dad, p.a., papa, pop, father, sire, pappy, dada, old man, pappa

ارجاع به لغت daddy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «daddy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/daddy

لغات نزدیک daddy

پیشنهاد بهبود معانی