با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Dada

ˈdɑːˌdɑː ˈdɑːˌdɑː
آخرین به‌روزرسانی:
  • noun
    (با حرف بزرگ هم می‌نویسند) مکتب هنری دادا (1916-1922) که ویژگی آن رد کردن سنتهای هنری و خلق آثار عجیب و غریب و ناهمگن بود (dadaism هم می‌گویند)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dada

  1. noun An informal term for a father; probably derived from baby talk
    Synonyms: dad, daddy, p.a., papa, pappa, pop
  2. noun A nihilistic art movement (especially in painting) that flourished in Europe early in the 20th century; based on irrationality and negation of the accepted laws of beauty
    Synonyms: dadaism

ارجاع به لغت dada

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dada» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/dada

لغات نزدیک dada

پیشنهاد بهبود معانی