آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

    Break Away

    معنی break away

    phrasal verb

    ناگهان رها کردن، جدا شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد break away

    1. phrasal verb leave suddenly, depart
      Synonyms:
      leave depart part company quit run away escape flee fly split

    سوال‌های رایج break away

    معنی break away به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «break away» در زبان فارسی به «جدا شدن»، «گریختن» یا «رهایی یافتن» ترجمه می‌شود.

    این اصطلاح در زبان انگلیسی هم در معنای واقعی و هم در معنای استعاری به کار می‌رود. در معنای اولیه، «break away» به لحظه‌ای اشاره دارد که چیزی یا کسی از یک گروه، جمع یا وضعیت موجود جدا می‌شود. این جدایی می‌تواند ناگهانی یا برنامه‌ریزی‌شده باشد. در معنای استعاری، بیشتر به معنای رها شدن از محدودیت‌ها، سنت‌ها یا چارچوب‌های دست‌وپاگیر است. بنابراین، این واژه ترکیبی طیفی از معانی دارد که بسته به متن می‌تواند فیزیکی، روانی یا اجتماعی باشد.

    از منظر فردی، «break away» اغلب با تصمیم‌های مهم زندگی گره خورده است. برای مثال، فردی که تصمیم می‌گیرد از یک شغل نامطلوب خارج شود یا روابط ناسالم را ترک کند، در واقع در حال «break away» است. این عمل معمولاً شجاعت و اراده‌ی زیادی می‌طلبد، زیرا انسان باید از فضای آشنا و امن بیرون بیاید و با ناشناخته‌ها روبه‌رو شود. در ادبیات انگیزشی و روانشناسی، این اصطلاح نمادی از آزادی شخصی و توانایی بازآفرینی مسیر زندگی تلقی می‌شود.

    در زمینه‌ی اجتماعی، «break away» می‌تواند به معنای جدایی یک گروه از بدنه‌ی اصلی جامعه یا تشکیل هویت جدید باشد. برای نمونه، گروهی از هنرمندان ممکن است از سبک‌های سنتی فاصله گرفته و مکتب تازه‌ای در هنر پدید آورند. همین‌طور، در ورزش وقتی یک بازیکن از مدافعان رها شده و به‌تنهایی به سمت دروازه پیش می‌رود، گفته می‌شود که او «break away» کرده است. در هر دو حالت، جوهره‌ی معنایی این عبارت بر محور رهایی، استقلال و فاصله گرفتن از چارچوب قبلی می‌چرخد.

    در فرهنگ عامه نیز این اصطلاح کاربرد زیادی پیدا کرده است. بسیاری از ترانه‌ها، فیلم‌ها و داستان‌ها بر اساس همین ایده ساخته می‌شوند؛ یعنی شخصیت‌هایی که از یک وضعیت دشوار یا محدودکننده جدا می‌شوند و زندگی تازه‌ای آغاز می‌کنند. این روایت برای مخاطبان جذاب است، زیرا بازتابی از میل درونی انسان به آزادی و خودمختاری محسوب می‌شود. به همین دلیل، «break away» نه‌تنها یک اصطلاح ساده، بلکه حامل بار عاطفی و الهام‌بخش نیز هست.

    از منظر فلسفی و روان‌شناختی، «break away» می‌تواند نماد گذر از مرحله‌ای از رشد فردی به مرحله‌ای بالاتر باشد. هر انسانی در طول زندگی خود چندین بار با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که مجبور است از وضعیت قبلی دل بکند و به سمت افق‌های جدید حرکت کند. این حرکت اگرچه دشوار است، اما در نهایت به رشد، پختگی و خودشناسی بیشتر منجر می‌شود. به همین دلیل، «break away» را می‌توان نه‌فقط یک کنش بیرونی، بلکه سفری درونی دانست که فرد را به سوی آزادی، استقلال و شکوفایی هدایت می‌کند.

    ارجاع به لغت break away

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «break away» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/break-away

    لغات نزدیک break away

    • - break a tie
    • - break apart
    • - break away
    • - break bread
    • - break camp
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.