آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

      Barrier

      ˈberiər ˈbæriə

      شکل جمع:

      barriers

      معنی barrier | جمله با barrier

      noun countable B2

      نرده یا مانع عبور دشمن، سد، حصار

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The police put a barrier across the road to stop the traffic

      پلیس مانعی را وسط جاده گذاشت تا ترافیک را متوقف کند

      Ozone is the earth's barrier against ultra-violet radiation

      اوزون سد زمین در برابر اشعه‌ی ماوراء بنفش است

      noun countable

      مانع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      Two countries that are separated by a barrier.

      دو کشوری که تنفر و عدم اعتماد موجب جدایی آن‌ها شده است.

      racial barrier

      موانع (جداسازهای) نژادی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      barriers to progress

      موانع پیشرفت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد barrier

      1. noun obstruction
        Synonyms:
        obstacle bar stop impediment wall fence limit boundary enclosure roadblock barricade blockade hurdle pale railing fortification curtain bound rampart ditch trench moat gully palisade blank wall
        Antonyms:
        opening
      1. noun obstruction to goal
        Synonyms:
        obstacle difficulty hindrance impediment restriction limitation drawback check restraint handicap bar hurdle encumbrance stumbling block preventive pale
        Antonyms:
        opening

      سوال‌های رایج barrier

      شکل جمع barrier چی میشه؟

      شکل جمع barrier در زبان انگلیسی barriers است.

      معنی barrier به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «barrier» در زبان فارسی به «مانع» یا «سد» ترجمه می‌شود.

      این واژه در اصل به هر چیزی اشاره دارد که مسیر حرکت را متوقف یا محدود می‌کند. در معنای فیزیکی، «barrier» می‌تواند دیوار، حصار، دروازه یا هر سازه‌ای باشد که برای جلوگیری از عبور افراد یا اشیا ساخته شده است. اما در معنای گسترده‌تر، این واژه برای توصیف موانع ذهنی، اجتماعی، زبانی یا حتی عاطفی نیز به کار می‌رود. بنابراین، «barrier» مفهومی چندلایه است که هم در زندگی روزمره و هم در مباحث علمی و فلسفی اهمیت ویژه‌ای دارد.

      در زندگی روزمره، افراد به شکل‌های مختلف با «barrier» مواجه می‌شوند. برای مثال، موانع ترافیکی در خیابان‌ها برای حفظ امنیت رانندگان و عابران ساخته می‌شوند، یا حصارها در ورزشگاه‌ها برای جدا کردن تماشاگران از زمین بازی نصب می‌گردند. این موانع فیزیکی اغلب جنبه‌ی محافظتی و ایمنی دارند، هرچند گاهی نیز آزادی حرکت را محدود می‌کنند. به همین دلیل، واژه‌ی «barrier» همیشه بار منفی ندارد و بسته به زمینه می‌تواند مثبت و ضروری هم باشد.

      در حوزه‌ی اجتماعی و فرهنگی، «barrier» به محدودیت‌هایی اشاره دارد که افراد یا گروه‌ها را از دستیابی به فرصت‌ها بازمی‌دارد. موانع اقتصادی، موانع زبانی یا حتی موانع فرهنگی می‌توانند جلوی رشد و پیشرفت افراد را بگیرند. برای مثال، نداشتن دسترسی به آموزش مناسب برای بسیاری از کودکان، یک «barrier» بزرگ در مسیر موفقیت آنان است. این نوع موانع، برخلاف موانع فیزیکی، اغلب نامرئی و پیچیده‌اند و رفع آن‌ها نیازمند برنامه‌ریزی و تغییرات عمیق در ساختارهای اجتماعی است.

      از دیدگاه روان‌شناختی، «barrier» می‌تواند به موانعی اشاره کند که در ذهن انسان شکل می‌گیرد. ترس، تردید، یا باورهای محدودکننده نمونه‌هایی از این موانع درونی هستند. این موانع ممکن است مانع رسیدن فرد به اهدافش شوند یا جلوی شکوفایی استعدادهایش را بگیرند. غلبه بر چنین «barrier»‌هایی معمولاً نیازمند خودآگاهی، تمرین ذهنی و گاهی کمک گرفتن از دیگران است. در این معنا، «barrier» نماد محدودیت‌هایی است که انسان باید آن‌ها را بشکند تا به آزادی و رشد فردی دست یابد.

      از منظر استعاری، «barrier» اغلب در متون ادبی و انگیزشی به‌عنوان نمادی از چالش‌ها و سختی‌های زندگی به کار می‌رود. وقتی گفته می‌شود کسی توانسته است «barriers» را پشت سر بگذارد، منظور این است که او با وجود مشکلات، مسیر خود را ادامه داده و به موفقیت رسیده است. این تعبیر باعث می‌شود واژه‌ی «barrier» علاوه بر معنای عینی، بار الهام‌بخش نیز پیدا کند. این کلمه هم در سطح عملی و هم در سطح معنوی، مفهومی پرکاربرد و تأثیرگذار به شمار می‌رود.

      ارجاع به لغت barrier

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «barrier» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/barrier

      لغات نزدیک barrier

      • - barrette
      • - barricade
      • - barrier
      • - barrier bar (or beach)
      • - barrier reef
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.