فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Palisade

ˌpæləˈseɪd ˌpæləˈseɪd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun verb - transitive
    صخره‌‌ی مشرف بر رودخانه، محجر، پرچین، با پرچین احاطه کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد palisade

  1. noun Work prepared for defense
    Synonyms: barrier, defense, stockade, bluff, cliff, enclosure, bank, fortify, furnish, slope
  2. verb Surround with a wall in order to fortify
    Synonyms: wall, fence, fence-in, surround

ارجاع به لغت palisade

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «palisade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/palisade

لغات نزدیک palisade

پیشنهاد بهبود معانی