آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Wall

      wɒːl wɔːl

      شکل جمع:

      walls

      معنی wall | جمله با wall

      noun countable A1

      دیوار، جدار، حصار

      the wall around our garden

      دیوار دور باغ ما

      the stomach's walls

      جدار معده

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a wall clock

      ساعت دیواری

      wall ornaments

      تزیینات دیواری

      verb - transitive

      محصور کردن، حصاری کردن، دیوار کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      to wall a room with books

      دیوارهای اتاق را با کتاب پر کردن

      We walled off the left wing of the hall.

      ما جناح چپ تالار را تیغه کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A mind walled in by fear.

      مغزی که واهمه آن را احاطه کرده است.

      They walled up the entrance to the cave.

      آن‌ها مدخل غار را تیغه کشیدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wall

      1. noun obstruction, divider
        Synonyms:
        barrier block hindrance restriction fence dam screen enclosure partition barricade limitation roadblock stop impediment curb panel side bank surface palisade bulwark fortification blockade parapet hurdle rampart levee retainer paneling facade embankment stockade

      Idioms

      bang one's head against a wall

      1- سرخود را به دیوار کوفتن، کار بیهوده کردن 2- بر آشفتن

      drive (or push) to the wall

      (عامیانه) در تنگنا قرار دادن، عاجز کردن، در موقعیت بد قرار دادن

      drive (or send) up the wall

      (عامیانه) کاملاً خشمگین کردن، (از شدت خشم یا آزردگی ) بی‌تابی کردن

      go to the wall

      (عامیانه) 1- تسلیم شدن، شکست خوردن، 2- ورشکست شدن

      have one's back to the wall

      راه فرار نداشتن، در شرایط سخت قرار گرفتن، در دردسر افتادن، در تنگنا بودن، سخت گرفتار بودن، مستأصل بودن، راه برگشت نداشتن

      Idioms بیشتر

      off the wall

      (عامیانه) 1- خل، دیوانه 2- غیرعادی، عجیب‌و‌غریب

      walls have ears

      دیوار موش دارد، موش گوش دارد

      سوال‌های رایج wall

      شکل جمع wall چی میشه؟

      شکل جمع wall در زبان انگلیسی walls است.

      ارجاع به لغت wall

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wall» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wall

      لغات نزدیک wall

      • - walks of life
      • - walkway
      • - wall
      • - wall fern
      • - wall hanging
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.