آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Dam

      dæm dæm

      گذشته‌ی ساده:

      dammed

      شکل سوم:

      dammed

      سوم‌شخص مفرد:

      dams

      وجه وصفی حال:

      damming

      شکل جمع:

      dams

      معنی dam | جمله با dam

      noun adjective adverb interjection countable C1

      سد، آب‌بند، بند، سد ساختن، مانع شدن یا ایجاد مانع کردن، محدود کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Amir dam in the Fars province

      بند امیر در استان فارس

      Karaj dam is (located) near Ghazvin.

      سد کرج در نزدیکی قزوین است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We swam in the dam.

      ما در دریاچه‌ی سد شنا کردیم.

      to dam a river

      روی رودخانه‌ای سد زدن

      Dead branches had dammed up the gutter.

      شاخ و برگ مرده (یا پوسیده) جوی را بند آورده بود.

      dammed-up emotions

      احساسات خفه‌شده (جلوگیری‌شده)

      She tried to dam back her tears.

      او کوشید جلو اشک‌های خود را بگیرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dam

      1. noun embankment, wall
        Synonyms:
        barrier obstruction gate wall bank dike levee barrage hindrance grade ditch weir milldam millpond
      1. verb hold back; block
        Synonyms:
        stop check hinder impede obstruct restrict restrain hold back repress suppress slow close block confine choke retard brake clog barricade
        Antonyms:
        release free let go liberate unblock unclog unloose

      سوال‌های رایج dam

      گذشته‌ی ساده dam چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dam در زبان انگلیسی dammed است.

      شکل سوم dam چی میشه؟

      شکل سوم dam در زبان انگلیسی dammed است.

      شکل جمع dam چی میشه؟

      شکل جمع dam در زبان انگلیسی dams است.

      وجه وصفی حال dam چی میشه؟

      وجه وصفی حال dam در زبان انگلیسی damming است.

      سوم‌شخص مفرد dam چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dam در زبان انگلیسی dams است.

      ارجاع به لغت dam

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dam» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dam

      لغات نزدیک dam

      • - dalton
      • - daltonism
      • - dam
      • - damage
      • - damaged
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.