آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

      Release

      rɪˈliːs rɪˈliːs

      گذشته‌ی ساده:

      released

      شکل سوم:

      released

      سوم‌شخص مفرد:

      releases

      وجه وصفی حال:

      releasing

      شکل جمع:

      releases

      معنی release | جمله با release

      verb - transitive B2

      رها کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      to release a caged bird

      پرنده‌ی در قفس را آزاد کردن

      They released the prisoners.

      زندانیان را آزاد کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The tire releases air.

      تایر باد بیرون می‌دهد.

      to release an arrow

      پیکان را رها کردن

      He asked the general to release him from his promise.

      از سپهبد تقاضا کرد که او را از قولی که داده بود معاف کند.

      He is waiting for death to release him from his suffering.

      منتظر مرگ است که او را از رنج برهاند.

      noun countable

      ترخیص، پخش، رهایی، آزادی، استخلاص

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The release of political prisoners was their first condition.

      آزادی زندانیان سیاسی شرط اول آن‌ها بود.

      the release of the arrow

      رها شدن پیکان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The medicine provided him temporary release from pain.

      دارو درد او را موقتاً فرو نشاند.

      the company's release from any tax obligation

      بخشودگی شرکت از هرگونه مشمولیت مالیاتی

      the release of gas from the cylinder

      رها شدن گاز از سیلندر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد release

      1. noun delivery; dispensation
        Synonyms:
        discharge relief liberation deliverance freedom exemption acquittal absolution clemency emancipation exoneration let-off charge commute liberty acquittance manumission freeing spring lifeboat lifesaver floater walkout turnout
        Antonyms:
        collection gathering hold check
      1. noun publication
        Synonyms:
        news announcement notice publicity story issue offering handout proclamation flash propaganda leak
      1. verb let go, let out
        Synonyms:
        free discharge drop deliver excuse liberate loose loosen vent issue exempt absolve acquit exonerate spring yield unchain unbind untie unfasten unleash extricate surrender commute disengage dispense emancipate give off give out let off let out let off steam let up on manumit open up set free set loose set at large take out turn loose turn out unfetter unloose unshackle wipe slate clean bail out cast loose clear exculpate leak
        Antonyms:
        keep hold collect gather maintain

      سوال‌های رایج release

      معنی release به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Release» در زبان فارسی به «انتشار»، «رهاسازی» یا «آزادسازی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «release» به معنای عملی است که در آن چیزی به طور رسمی یا عمومی ارائه، منتشر یا آزاد می‌شود. این مفهوم در زمینه‌های مختلفی مانند رسانه، فناوری، صنعت سرگرمی، داروسازی و حتی روان‌شناسی کاربرد دارد و همواره به معنای آزاد کردن یا ارائه یک محصول، اطلاعات یا افراد است.

      در صنعت رسانه و سرگرمی، «release» به انتشار فیلم، آلبوم موسیقی، کتاب یا بازی‌های ویدیویی اشاره دارد. این فرایند شامل ارائه رسمی محصول به بازار یا مخاطبان است تا در دسترس عموم قرار گیرد. موفقیت یک «release» معمولاً وابسته به زمان‌بندی، تبلیغات و کیفیت محصول است که می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی بر استقبال مخاطبان داشته باشد.

      در فناوری اطلاعات، «release» به نسخه جدید نرم‌افزارها یا به‌روزرسانی‌ها گفته می‌شود که پس از توسعه و تست آماده عرضه می‌شوند. این نسخه‌ها ممکن است شامل رفع اشکال، افزودن امکانات جدید یا بهبود عملکرد باشند. فرآیند «release» در این حوزه اهمیت زیادی دارد، زیرا تضمین می‌کند که کاربران نسخه‌ای پایدار و کارآمد دریافت کنند.

      از نظر دارویی، «release» می‌تواند به آزادسازی دارو در بدن اشاره داشته باشد، مثلاً در داروهای دارای کنترل زمان آزادسازی که به تدریج مواد موثره را در بدن پخش می‌کنند. این نوع «release» به بهبود اثربخشی و کاهش عوارض جانبی دارو کمک می‌کند.

      در معنای روان‌شناختی و استعاری، «release» به رهایی از احساسات منفی، استرس یا فشارهای ذهنی اشاره دارد. این رهایی می‌تواند از طریق فعالیت‌هایی مانند ورزش، هنر، مدیتیشن یا گفتگو با دیگران حاصل شود و به سلامت روان و آرامش فرد کمک کند.

      گذشته‌ی ساده release چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده release در زبان انگلیسی released است.

      شکل سوم release چی میشه؟

      شکل سوم release در زبان انگلیسی released است.

      شکل جمع release چی میشه؟

      شکل جمع release در زبان انگلیسی releases است.

      وجه وصفی حال release چی میشه؟

      وجه وصفی حال release در زبان انگلیسی releasing است.

      سوم‌شخص مفرد release چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد release در زبان انگلیسی releases است.

      ارجاع به لغت release

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «release» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/release

      لغات نزدیک release

      • - relay race
      • - releasable
      • - release
      • - release a CD
      • - release an album
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.