آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Extricate

    ˈekstrɪkeɪt ˈekstrɪkeɪt

    گذشته‌ی ساده:

    extricated

    شکل سوم:

    extricated

    سوم‌شخص مفرد:

    extricates

    وجه وصفی حال:

    extricating

    معنی extricate | جمله با extricate

    verb - transitive

    رها کردن، خلاصی بخشیدن، آزاد کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    She found it difficult to extricate herself from his embrace.

    برای او دشوار بود که خود را از آغوش او برهاند.

    I was happy to extricate myself from that troublesome love affair.

    از اینکه خود را از آن رابطه‌ی عشقی پردردسر خلاص کردم، خوشحال بودم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I extricated the kitten from under the fishing nets.

    بچه گربه را از زیر تورهای ماهی‌گیری درآوردم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد extricate

    1. verb get out of a situation; relieve of responsibility
      Synonyms:
      free release deliver rescue extract remove save one’s neck withdraw separate disengage disentangle disembarrass disencumber disinvolve liberate detach untie let go resolve clear loosen sever bail out pull out get off the hook let off disburden discumber difference differentiate wriggle out of get out from under
      Antonyms:
      involve entangle

    لغات هم‌خانواده extricate

    noun
    extrication
    adjective
    extricable
    verb - transitive
    extricate

    سوال‌های رایج extricate

    گذشته‌ی ساده extricate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده extricate در زبان انگلیسی extricated است.

    شکل سوم extricate چی میشه؟

    شکل سوم extricate در زبان انگلیسی extricated است.

    وجه وصفی حال extricate چی میشه؟

    وجه وصفی حال extricate در زبان انگلیسی extricating است.

    سوم‌شخص مفرد extricate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد extricate در زبان انگلیسی extricates است.

    ارجاع به لغت extricate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «extricate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/extricate

    لغات نزدیک extricate

    • - extremum
    • - extricable
    • - extricate
    • - extrication
    • - extrimist
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.