آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آذر ۱۴۰۴

    Sever

    ˈsevər ˈsevə

    گذشته‌ی ساده:

    severed

    شکل سوم:

    severed

    سوم‌شخص مفرد:

    severs

    وجه وصفی حال:

    severing

    معنی sever | جمله با sever

    verb - transitive

    قطع کردن، بریدن، جدا کردن

    Two of his fingers were severed.

    دو تا از انگشتانش قطع شدند.

    The storm severed the power lines.

    طوفان، خطوط برق را قطع کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to sever a telephone wire

    سیم تلفن را بریدن

    verb - transitive

    قطع رابطه کردن، جدا کردن، خاتمه دادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    He severed all relationship with his brother.

    با برادرش به کلی قطع رابطه کرد.

    The government severed trade relations with the neighboring country.

    دولت، روابط تجاری خود را با کشور همسایه قطع کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    severed from his family by war

    جداافتاده از خانواده‌ی خود به واسطه‌ی جنگ

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sever

    1. verb cut apart
      Synonyms:
      cut separate divide split part slice cut in two bisect dissect cleave carve detach disconnect disjoin disunite dissociate dissever rend rive sunder
      Antonyms:
      join combine unite
    1. verb dissociate
      Synonyms:
      separate divide dissolve divorce break off terminate put an end to abandon disjoint
      Antonyms:
      unite associate

    سوال‌های رایج sever

    گذشته‌ی ساده sever چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده sever در زبان انگلیسی severed است.

    شکل سوم sever چی میشه؟

    شکل سوم sever در زبان انگلیسی severed است.

    وجه وصفی حال sever چی میشه؟

    وجه وصفی حال sever در زبان انگلیسی severing است.

    سوم‌شخص مفرد sever چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد sever در زبان انگلیسی severs است.

    ارجاع به لغت sever

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «sever» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sever

    لغات نزدیک sever

    • - seventieth
    • - seventy
    • - sever
    • - severability
    • - severable
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    not now and then now or never obstetrics (of) great importance off course on call open-ended ophthalmologist other our pregnant pennsylvania theater comedy انرژی اون برگرد متحجر متشکرم برگ گل بزرگ‌نمایی بزغاله متشکر بسته بندی کردن مخمر بسیار خوب بعدی بلاتکلیف بلبشو
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.