با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Disjoin

dɪsˈdʒɔɪn dɪsˈdʒɔɪn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    disjoined
  • شکل سوم:

    disjoined
  • سوم شخص مفرد:

    disjoins
  • وجه وصفی حال:

    disjoining
  • adverb
    وضع ازهم‌گسیخته، بی‌تکلیفی، جدا، منفصل، متلاشی، بی‌ربط ساختن
    • - Unfasten the buckle and disjoin the two belts.
    • - سگک را باز و دو تسمه را از هم جدا کن.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت disjoin

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disjoin» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/disjoin

لغات نزدیک disjoin

پیشنهاد و بهبود معانی