Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آبان ۱۴۰۴

      Rescue

      ˈreskjuː ˈreskjuː

      گذشته‌ی ساده:

      rescued

      شکل سوم:

      rescued

      سوم‌شخص مفرد:

      rescues

      وجه وصفی حال:

      rescuing

      شکل جمع:

      rescues

      معنی rescue | جمله با rescue

      verb - transitive B2

      نجات دادن، رهایی دادن، رهانیدن

      When I was young, I rescued a drowning child.

      جوان که بودم یک پسر در حال غرق شدن را نجات دادم.

      She rescued two children from a burning house.

      او دو کودک را از خانه‌ای که دچار حریق شده بود، نجات داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      ... rescued from the mouth (fangs) and claws of a wolf

      ... رهانید از دهان و چنگ گرگی

      noun countable uncountable

      نجات، خلاصی، رهایی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      the rescue of the hostages by our commandos

      نجات گروگان‌ها توسط تکاوران ما

      I could hear cries for rescue.

      صدای فریاد برای رهایی را می‌شنیدم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rescue

      1. noun saving from danger
        Synonyms:
        saving salvation delivery release liberation recovery redemption reclaiming reclamation ransom relief deliverance salvage extrication emancipation exploit feat heroism performance heroics recovering disentanglement disembarrassment
        Antonyms:
        danger peril
      1. verb save from danger
        Synonyms:
        save free protect release deliver preserve redeem recover keep retain retrieve conserve safeguard liberate emancipate ransom salvage regain extricate disentangle disembarrass set free get out spring unleash unloose bail one out give a break get off the hook pull out of the fire save life of manumit recapture get out of hock hold over
        Antonyms:
        harm hurt injure imperil

      Collocations

      go (or come) to somebody's (or something's) rescue

      به نجات کسی (یا چیزی) شتافتن، به کمک کسی (یا چیزی) رفتن (یا آمدن)

      لغات هم‌خانواده rescue

      noun
      rescue, rescuer
      verb - transitive
      rescue

      سوال‌های رایج rescue

      گذشته‌ی ساده rescue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rescue در زبان انگلیسی rescued است.

      شکل سوم rescue چی میشه؟

      شکل سوم rescue در زبان انگلیسی rescued است.

      شکل جمع rescue چی میشه؟

      شکل جمع rescue در زبان انگلیسی rescues است.

      وجه وصفی حال rescue چی میشه؟

      وجه وصفی حال rescue در زبان انگلیسی rescuing است.

      سوم‌شخص مفرد rescue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rescue در زبان انگلیسی rescues است.

      معنی rescue به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «rescue» در زبان فارسی به‌صورت «نجات دادن»، «رهایی بخشیدن»، یا «عمل نجات» ترجمه می‌شود.

      این واژه هم به‌عنوان اسم (noun) و هم فعل (verb) به‌کار می‌رود و از ریشه‌ی لاتین rescutere به معنای «باز پس گرفتن یا آزاد کردن» گرفته شده است. در کاربرد عمومی، «rescue» به معنای آزاد کردن شخص، حیوان یا حتی یک وضعیت از خطر، آسیب، یا نابودی است.

      در معنای نخست، «rescue» بیشتر در زمینه‌های انسانی یا اضطراری به کار می‌رود. برای مثال، عبارت to rescue a child from a burning building به معنای «نجات دادن کودکی از ساختمان در حال سوختن» است. در این حالت، عمل نجات نه‌تنها فیزیکی بلکه اغلب همراه با شجاعت، فداکاری و سرعت عمل است. عملیات‌های امداد و نجات، مانند آنچه تیم‌های آتش‌نشانی یا امدادگران کوهستان انجام می‌دهند، از بارزترین نمونه‌های کاربرد این واژه‌اند.

      در معنای دوم، «rescue» می‌تواند جنبه‌ی استعاری نیز داشته باشد. مثلاً در جمله‌ی She rescued him from loneliness، واژه‌ی «rescue» به معنای نجات روحی یا عاطفی است — یعنی رهانیدن فردی از تنهایی یا ناامیدی. در چنین بافت‌هایی، «rescue» نماد دلسوزی، حمایت و بازگرداندن امید است.

      از دیدگاه اجتماعی، مفهوم نجات در بسیاری از فرهنگ‌ها ارزش اخلاقی و انسانی بالایی دارد. نجات جان یک انسان، حیوان، یا حتی محیط زیست نشانه‌ای از نوع‌دوستی و مسئولیت‌پذیری تلقی می‌شود. بسیاری از سازمان‌های بشردوستانه و خیریه در سراسر جهان با هدف «rescue» — چه در زمینه‌ی انسان‌ها و چه حیوانات — فعالیت می‌کنند.

      در کاربردهای فنی و اقتصادی نیز این واژه جایگاه خاصی دارد. مثلاً در اصطلاح financial rescue به معنای «نجات مالی»، اشاره به تلاش دولت یا مؤسسات مالی برای جلوگیری از ورشکستگی شرکت‌ها یا نظام‌های اقتصادی دارد. در این معنا، rescue مفهومی مدیریتی و برنامه‌ریزی‌شده پیدا می‌کند.

      «rescue» واژه‌ای است که با خود حس امید و بازگشت به زندگی را به همراه دارد. چه در معنای واقعی و چه استعاری، همیشه نشانه‌ی خروج از بحران، بازسازی و احیای نیروهای مثبت در انسان و جامعه است.

      ارجاع به لغت rescue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rescue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rescue

      لغات نزدیک rescue

      • - rescissory
      • - rescript
      • - rescue
      • - rescuer
      • - research
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.