گذشتهی ساده:
ransomedشکل سوم:
ransomedسومشخص مفرد:
ransomsوجه وصفی حال:
ransomingشکل جمع:
ransomsفدیه، باج، خونبها، پول (برای آزادی گروگان)
Governments often debate policies regarding paying ransom to terrorists.
دولتها اغلب دربارهی سیاستهای پرداخت باج به تروریستها بحث میکنند.
The family paid the ransom to save their child.
خانواده برای نجات فرزندشان فدیه پرداخت کردند.
The ransom (money) was placed in an envelope.
پول را در پاکتی گذاشتند.
Kidnappers have demanded a ransom of two million dollars.
آدمربایان باجی به مبلغ دو میلیون دلار مطالبه کردهاند.
to pay ransom
باج دادن
a ransomed soul
روح از گناه رهانیده
فدیه دادن، باج دادن، خونبها دادن، پول دادن (برای آزادی گروگان)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We must not ransom our values for peace.
ما نباید ارزشهایمان را برای صلح باج دهیم.
Governments rarely negotiate to ransom captured operatives.
دولتها بهندرت برای پول دادن ماموران اسیر مذاکره میکنند.
The old merchant ransomed the captives.
بازرگان پیر با دادن باج اسیران را رهانید.
شکل جمع ransom در زبان انگلیسی ransoms است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ransom» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ransom