آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Recover

      rɪˈkʌvər rɪˈkʌvə

      گذشته‌ی ساده:

      recovered

      شکل سوم:

      recovered

      سوم‌شخص مفرد:

      recovers

      وجه وصفی حال:

      recovering

      معنی recover | جمله با recover

      verb - transitive B1

      دوباره به‌ دست آوردن، بازیافتن، بهبود یافتن، به‌ هوش آمدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      She soon recovered her health.

      خیلی زود سلامتی خود را بازیافت.

      Trash is burned and its metals are recovered automatically.

      زباله سوزانده می‌شود و فلزات آن به‌ طور اتوماتیک بازیابی می‌گردد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The stolen jewellery was recovered.

      جواهرات سرقت شده باز ستانده شد.

      to recover losses

      ضررها را جبران کردن

      He recovered his own fumble.

      او توپی را که از دستش افتاده بود دوباره گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recover

      1. verb find again
        Synonyms:
        get back reclaim retrieve reacquire recapture repossess rediscover regain reoccupy reproduce reestablish rehabilitate reintroduce reinstate relieve remedy remount renew renovate repair replace reproduce resurface resurrect revive salvage
        Antonyms:
        lose
      1. verb improve in health
        Synonyms:
        get better improve heal mend recuperate feel oneself again get well bounce back rally pick up revive return to form gain increase rebound restore grow overcome convalesce perk up regain one’s health get back on feet pull through make a comeback rejuvenate better renew forge ahead get in shape snap back regain one’s strength take turn for better be out of woods sober up get out from under start anew come around
        Antonyms:
        decline deteriorate wane

      لغات هم‌خانواده recover

      noun
      recovery
      verb - transitive
      recover

      سوال‌های رایج recover

      گذشته‌ی ساده recover چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده recover در زبان انگلیسی recovered است.

      شکل سوم recover چی میشه؟

      شکل سوم recover در زبان انگلیسی recovered است.

      وجه وصفی حال recover چی میشه؟

      وجه وصفی حال recover در زبان انگلیسی recovering است.

      سوم‌شخص مفرد recover چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد recover در زبان انگلیسی recovers است.

      ارجاع به لغت recover

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «recover» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recover

      لغات نزدیک recover

      • - recoupment
      • - recourse
      • - recover
      • - recover from
      • - recoverable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.