آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۵

      Recapture

      ˌriːˈkæptʃər riːˈkæptʃə

      گذشته‌ی ساده:

      recaptured

      شکل سوم:

      recaptured

      سوم‌شخص مفرد:

      recaptures

      وجه وصفی حال:

      recapturing

      شکل جمع:

      recaptures

      معنی recapture | جمله با recapture

      verb - transitive B2

      پس گرفتن، بازپس گرفتن (با زور)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The team worked hard to recapture their winning streak.

      تیم سخت تلاش کرد تا روند پیروزی خود را پس بگیرد.

      The company wants to recapture its former market share.

      شرکت می‌خواهد سهم بازار سابق خود را پس بگیرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The Russians recaptured Smolensk from the Germans.

      روس‌ها اسمولنسک را از آلمان‌ها پس گرفتند.

      verb - transitive C1

      دوباره تجربه کردن، زنده کردن (احساس، کیفیت و فضا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Reading her old letters helped her recapture the love she once felt.

      خواندن نامه‌های قدیمی‌اش به او کمک کرد تا عشقی را که زمانی احساس می‌کرد را دوباره تجربه کند.

      to recapture a particular feeling

      احساس ویژه‌ای را در خاطر زنده‌ کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She tried to recapture the excitement of her first concert by listening to the same songs.

      او با گوش دادن به همان آهنگ‌ها تلاش کرد هیجان اولین کنسرتش را دوباره تجربه کند.

      noun countable uncountable

      بازپس‌گیری

      the recapture of Khoramshahr

      بازپس‌گیری خرمشهر

      The recapture of the city boosted the army's morale.

      بازپس‌گیری شهر، روحیه‌ی ارتش را تقویت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They celebrated the recapture of the border post.

      آن‌ها بازپس‌گیری پاسگاه مرزی را جشن گرفتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recapture

      1. verb to obtain again
        Synonyms:
        regain recollect reexperience
      1. verb capture again
        Synonyms:
        retake
      1. noun the act of taking something back
        Synonyms:
        retaking

      سوال‌های رایج recapture

      گذشته‌ی ساده recapture چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده recapture در زبان انگلیسی recaptured است.

      شکل سوم recapture چی میشه؟

      شکل سوم recapture در زبان انگلیسی recaptured است.

      شکل جمع recapture چی میشه؟

      شکل جمع recapture در زبان انگلیسی recaptures است.

      وجه وصفی حال recapture چی میشه؟

      وجه وصفی حال recapture در زبان انگلیسی recapturing است.

      سوم‌شخص مفرد recapture چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد recapture در زبان انگلیسی recaptures است.

      ارجاع به لغت recapture

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «recapture» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recapture

      لغات نزدیک recapture

      • - recapitulate
      • - recapitulation
      • - recapture
      • - recast
      • - recd or rec'd
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.