گذشتهی ساده:
recapturedشکل سوم:
recapturedسومشخص مفرد:
recapturesوجه وصفی حال:
recapturingشکل جمع:
recapturesپس گرفتن، بازپس گرفتن (با زور)
The team worked hard to recapture their winning streak.
تیم سخت تلاش کرد تا روند پیروزی خود را پس بگیرد.
The company wants to recapture its former market share.
شرکت میخواهد سهم بازار سابق خود را پس بگیرد.
The Russians recaptured Smolensk from the Germans.
روسها اسمولنسک را از آلمانها پس گرفتند.
دوباره تجربه کردن، زنده کردن (احساس، کیفیت و فضا)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Reading her old letters helped her recapture the love she once felt.
خواندن نامههای قدیمیاش به او کمک کرد تا عشقی را که زمانی احساس میکرد را دوباره تجربه کند.
to recapture a particular feeling
احساس ویژهای را در خاطر زنده کردن
She tried to recapture the excitement of her first concert by listening to the same songs.
او با گوش دادن به همان آهنگها تلاش کرد هیجان اولین کنسرتش را دوباره تجربه کند.
بازپسگیری
the recapture of Khoramshahr
بازپسگیری خرمشهر
The recapture of the city boosted the army's morale.
بازپسگیری شهر، روحیهی ارتش را تقویت کرد.
They celebrated the recapture of the border post.
آنها بازپسگیری پاسگاه مرزی را جشن گرفتند.
گذشتهی ساده recapture در زبان انگلیسی recaptured است.
شکل سوم recapture در زبان انگلیسی recaptured است.
شکل جمع recapture در زبان انگلیسی recaptures است.
وجه وصفی حال recapture در زبان انگلیسی recapturing است.
سومشخص مفرد recapture در زبان انگلیسی recaptures است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «recapture» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recapture