گذشتهی ساده:
retookشکل سوم:
retakenسومشخص مفرد:
retakesوجه وصفی حال:
retakingدوباره امتحان دادن
I need to retake the math test next week.
من باید هفتهی آینده امتحان ریاضی را دوباره بدهم.
He studied hard to retake and pass the history exam.
او خیلی تلاش کرد تا امتحان تاریخ را دوباره بدهد و قبول شود.
He retook the chemistry lab exam yesterday.
او دیروز دوباره امتحان آزمایشگاه شیمی را داد.
If you fail, you can retake the exam in September.
اگر قبول نشوی، میتوانی در سپتامبر امتحان را دوباره بدهی.
پس گرفتن، باز پس گرفتن، دوباره تصرف کردن، دوباره به دست آوردن، دوباره تسخیر کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The Russians retook Smolensk from the Germans.
روسها اسمولنسک را از آلمانها پس گرفتند.
They worked together to retake control of the factory.
آنها با هم تلاش کردند تا کنترل کارخانه را دوباره به دست آورند.
The army planned to retake the city at dawn.
ارتش برنامهریزی کرد تا شهر را در سپیدهدم پس بگیرد.
دوباره عکس گرفتن، دوباره فیلمبرداری کردن
She decided to retake the portrait until she got the perfect lighting.
او تصمیم گرفت عکس پرتره را دوباره بگیرد تا نورپردازی ایدهآل شود.
The director asked us to retake the scene after the camera malfunctioned.
کارگردان از ما خواست صحنه را دوباره فیلمبرداری کنیم؛ چون دوربین خراب شد.
We'll need to retake the commercial if the client requests changes.
اگر مشتری تغییراتی خواست، باید تبلیغ را دوباره فیلمبرداری کنیم.
امتحان مجدد، امتحان جبرانی
She studied hard so she could pass the retake.
او سخت درس خواند تا بتواند در امتحان جبرانی قبول شود.
The university charges a fee for a retake of the entrance test.
دانشگاه برای امتحان مجدد آزمون ورودی هزینهای دریافت میکند.
If you fail, you will be allowed a retake in two months.
اگر رد شوی، به تو اجازه داده میشود که دو ماه دیگر امتحان مجدد بدهی.
سینما و تئاتر برداشت مجدد (بخشی از فیلم که برای تغییر یا بهبود آن باید دوباره فیلمبرداری شود)
The director asked for a retake of the emotional scene.
کارگردان برای برداشت مجدد آن سکانس احساسی درخواست داد.
They scheduled a retake of the car chase for next Monday.
آنها برداشت مجدد سکانس تعقیب و گریز با ماشین را برای دوشنبهی آینده برنامهریزی کردند.
Crew prepared for the retake of the stunt sequence.
گروه برای برداشت مجدد سکانس بدلکاری آماده شدند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «retake» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/retake