آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Perk Up

معنی perk up | جمله با perk up

phrasal verb

سرحال شدن، شنگول شدن، سرحال آوردن، انرژی دادن

We perked up when we heard the good news.

وقتی خبر خوب را شنیدیم، سرحال شدیم.

Would you like a cup of coffee? It might perk you up.

قهوه می‌خوری؟ سرحالت میاره.

phrasal verb

رنگ‌ورو بخشیدن، شیک کردن، ژیگول کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

The new paint job really perked up the room.

نقاشی جدید واقعاٌ اتاق رو شیک کرده.

He perked room up with his art.

با نقاشی‌هایش اتاق را شیک کرد.

phrasal verb

تیز کردن گوش‌ها، بلند کردن سر

The dog's ears perked up.

گوش‌های سگ تیز شد.

My ears perked up when I heard my name mentioned.

با شنیدن نامم گوش‌هایم تیز شد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد perk up

ارجاع به لغت perk up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «perk up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/perk-up

لغات نزدیک perk up

پیشنهاد بهبود معانی