آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ بهمن ۱۴۰۳

      Revive

      rɪˈvaɪv rɪˈvaɪv

      گذشته‌ی ساده:

      revived

      شکل سوم:

      revived

      سوم‌شخص مفرد:

      revives

      وجه وصفی حال:

      reviving

      معنی revive | جمله با revive

      adverb verb - transitive C2

      زنده شدن، دوباره دایر شدن، دوباره رواج پیدا کردن،نیروی تازه دادن، احیا کردن، احیا شدن، باز جان بخشیدن، بهوش آمدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The rain revived the drooping plants.

      باران به گیاهان پژمرده جان تازه بخشید.

      Hope revived in him.

      امید در او زنده شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His books revived the people's interest in magic.

      کتاب‌های او علاقه‌ی مردم را به سحر و جادو احیا کرد.

      His reforms revived the country's economy.

      اصلاحات او به اقتصاد کشور رونق دوباره داد.

      to revive an old play

      یک نمایش قدیمی را دوباره رواج دادن

      She kept reviving the scene in her mind.

      او مدام آن صحنه را در فکر خود مرور می‌کرد.

      Mohsen fainted twice, but both times he revived quickly.

      محسن دوبار غش کرد؛ ولی هر دو بار زود به هوش آمد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد revive

      1. verb start again; bring back to life
        Synonyms:
        restore refresh renew awaken wake up rally recover reanimate arouse rouse cheer encourage comfort console relieve brighten invigorate strengthen energize renovate repair rejuvenate overcome resurrect quicken enliven animate inspirit exhilarate gladden please rekindle recondition resuscitate bring around come around come to life bring to make whole bounce back spring up snap out of it touch up breathe new life into solace
        Antonyms:
        kill destroy suppress

      سوال‌های رایج revive

      گذشته‌ی ساده revive چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده revive در زبان انگلیسی revived است.

      شکل سوم revive چی میشه؟

      شکل سوم revive در زبان انگلیسی revived است.

      وجه وصفی حال revive چی میشه؟

      وجه وصفی حال revive در زبان انگلیسی reviving است.

      سوم‌شخص مفرد revive چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد revive در زبان انگلیسی revives است.

      ارجاع به لغت revive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «revive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/revive

      لغات نزدیک revive

      • - revivalism
      • - revivalist
      • - revive
      • - reviver
      • - revivification
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.