گذشتهی ساده:
touched upشکل سوم:
touched upسومشخص مفرد:
touches upوجه وصفی حال:
touching upتجدید کردن، بهبود بخشیدن، ترمیم کردن، رتوش کردن
She touched up her makeup before the meeting.
او قبلاز جلسه آرایشش را تجدید کرد.
Can you touch up the resume before I send it?
میتوانی رزومه را قبلاز فرستادن بهبود ببخشی؟
I'll touch up the paint on the fence this weekend.
من آخرهفته رنگ نرده را ترمیم خواهم کرد.
I need to touch up the photos before posting them.
باید قبلاز گذاشتن عکسها، آنها را رتوش کنم.
انگلیسی بریتانیایی دستمالی کردن، آزار جنسی دادن
در انگلیسی آمریکایی از feel up استفاده میشود.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A man tried to touch up a passenger on the crowded train.
مردی سعی کرد که در قطار شلوغ یک مسافر را دستمالی کند.
The security guard quickly removed the person who was touching people up.
نگهبان بهسرعت فردی را که مردم را دستمالی میکرد از محل بیرون کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «touch up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/touch-up