آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ آذر ۱۴۰۴

    Specificity

    ˌspesəˈfɪsət̬i ˌspesəˈfɪsɪt̬i ˌspesɪˈfɪsəti

    معنی specificity

    noun uncountable

    وضوح، صراحت، دقت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج specificity

    معنی specificity به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی specificity در زبان فارسی به «ویژگی خاص»، «اختصاصیت» یا «دقت‌مندی» ترجمه می‌شود.

    کلمه‌ی «specificity» به توانایی یا ویژگی یک چیز اشاره دارد که آن را به طور دقیق و منحصر به فرد از سایر موارد متمایز می‌کند. این مفهوم بیانگر وضوح، دقت و تمرکز بر یک جنبه یا ویژگی خاص است که باعث می‌شود یک پدیده، موضوع یا فرآیند با سایر نمونه‌ها تفاوت داشته باشد و در یک زمینه‌ی مشخص کاربرد یا معنا پیدا کند.

    در حوزه‌های علمی و تخصصی، «specificity» نقش حیاتی دارد. به طور مثال:

    در پزشکی و آزمایش‌های تشخیصی: specificity یکی از معیارهای مهم برای سنجش دقت آزمایش‌هاست. این معیار نشان می‌دهد که یک تست تا چه حد قادر است افرادی را که بیماری ندارند به درستی تشخیص دهد (یعنی نتیجه منفی درست بدهد). بالا بودن specificity به معنی کاهش احتمال مثبت کاذب است و از تشخیص نادرست جلوگیری می‌کند. به عبارتی دیگر، specificity میزان اختصاصی بودن آزمایش به هدف خاص خود را نشان می‌دهد.

    در زیست‌شناسی: این واژه برای توصیف توانایی مولکول‌ها یا سلول‌ها در تشخیص و واکنش به یک ماده یا عامل خاص به کار می‌رود. برای مثال، آنتی‌بادی‌ها specificity بالایی دارند زیرا فقط به آنتی‌ژن خاصی متصل می‌شوند و به دیگر مولکول‌ها واکنش نمی‌دهند.

    در زبان‌شناسی و ارتباطات: specificity به انتخاب دقیق کلمات و عبارات اشاره دارد که پیام را به شکل روشن و بدون ابهام منتقل می‌کنند. استفاده از زبان با specificity بالا باعث می‌شود ارتباطات مؤثرتر و واضح‌تر باشند و سوءتفاهم‌ها کاهش یابد.

    در حوزه‌ی علم داده و الگوریتم‌ها: specificity به توانایی مدل‌ها در تشخیص درست نمونه‌های منفی اشاره دارد و از معیارهای ارزیابی کیفیت مدل‌هاست.

    فراتر از جنبه‌های علمی، مفهوم specificity در زندگی روزمره نیز اهمیت دارد. داشتن دقت و وضوح در بیان خواسته‌ها، اهداف و توضیحات باعث می‌شود افراد بهتر یکدیگر را درک کنند و تصمیم‌گیری‌ها بر پایه‌ی اطلاعات صحیح و دقیق انجام شود.

    از سوی دیگر، specificity به ما کمک می‌کند تا در مواجهه با موضوعات مختلف، از سطح کلی و عمومی فراتر رفته و به جزئیات خاص و مهم توجه کنیم. این تمرکز و دقت می‌تواند در پیشرفت علمی، موفقیت شغلی، بهبود ارتباطات و کیفیت زندگی نقش کلیدی داشته باشد.

    «specificity» نمادی از دقت، اختصاصیت و توانایی تمایز قائل شدن است که در تمامی زمینه‌ها از علم گرفته تا هنر و زندگی روزمره کاربرد دارد. این ویژگی به ما امکان می‌دهد شناخت عمیق‌تر و تصمیمات هوشمندانه‌تری داشته باشیم و با تمرکز بر ویژگی‌های خاص، کیفیت و اثربخشی کارها و ارتباطات خود را افزایش دهیم.

    ارجاع به لغت specificity

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «specificity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/specificity

    لغات نزدیک specificity

    • - specification
    • - specifications
    • - specificity
    • - specifics
    • - specified
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.