inverted, inversed, turned upside-down, upside-down, reversed, upended, topsy-turvy, backside-up
inverted
inversed
turned upside-down
upside-down
reversed
upended
topsy-turvy
backside-up
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نماد آوایی تکضربی یک t کوچک وارونه است.
The phonetic symbol for the tap is a small upside-down "t".
نماد سای شبیه نیزهی سهشاخهی وارونه است.
The symbol for psi resembles an inverted trident.
او بطری را وارونه روی میز قرار داد
he positioned the bottle upside down on the table
کلمهی «وارونه» در زبان انگلیسی به inverted یا upside down ترجمه میشود.
واژهی «وارونه» به معنای قرار گرفتن چیزی در وضعیتی است که برخلاف حالت معمول و طبیعی آن باشد؛ به گونهای که بالا و پایین آن جابهجا شده یا برعکس شود. این مفهوم، نه تنها به تغییر جهت جسم اشاره دارد، بلکه در بسیاری از زمینهها، از جمله علوم، هنر، زندگی روزمره، و حتی مفاهیم استعاری کاربرد گستردهای پیدا کرده است.
در علوم مختلف، به ویژه در فیزیک و ریاضیات، مفهوم وارونه بودن نقش کلیدی دارد. برای مثال، در هندسه، وارونه کردن یک شکل به معنای چرخش یا انعکاس آن است که میتواند ساختار و ویژگیهای هندسی را تغییر دهد. همچنین در فیزیک، وارونه شدن میتواند تغییر در جهت نیروها، میدانها یا حرکتها را نشان دهد که این موضوع در تحلیل پدیدههای مختلف از جمله نوسانات، موجها و حرکات چرخشی اهمیت دارد. در زمینه پردازش تصویر نیز، وارونه کردن عکس یا تصویر باعث میشود بیننده آن را از زاویهای متفاوت ببیند، که در عکاسی و طراحی گرافیکی کاربرد فراوان دارد و میتواند بر احساسات و برداشت بصری تاثیرگذار باشد.
از منظر فرهنگی و هنری، واژهی «وارونه» ابعاد نمادین و استعاری دارد. هنرمندان گاهی با وارونه کردن تصاویر یا اشیاء، پیامهای خاصی را منتقل میکنند؛ برای مثال، وارونه کردن یک چهره یا منظره میتواند نشاندهنده آشفتگی، سردرگمی، یا تغییر در دیدگاه فرد باشد. در ادبیات و هنرهای تجسمی، وارونه بودن ممکن است نشانهای از دگرگونیهای درونی، برهم خوردن نظم طبیعی یا دعوت به تفکر عمیقتر نسبت به واقعیت باشد. این کاربرد نمادین، باعث شده است که مفهوم «وارونه» از حالت صرفاً فیزیکی فراتر رود و به مفهومی چندوجهی و پیچیده تبدیل شود.
در زندگی روزمره، واژهی «وارونه» معمولاً با رویدادهای غیرمنتظره یا خطاهایی همراه است که باعث تغییر موقعیت یا جهت اجسام میشود؛ مانند وارونه شدن یک فنجان یا کتاب. این اتفاقات ممکن است مشکلاتی ایجاد کنند، اما گاهی نیز به عنوان راهحلی کاربردی در نظر گرفته میشوند. برای مثال، قرار دادن یک شیء به صورت وارونه میتواند در برخی موارد باعث دسترسی بهتر یا استفاده راحتتر شود. حتی در ورزش و بازیها، وارونه بودن وضعیت یا حرکات گاهی به عنوان تکنیکی برای ایجاد برتری یا تنوع در عملکرد به کار میرود.
در علوم طبیعی و زیستشناسی نیز مفهوم وارونه بودن دیده میشود. به عنوان مثال، در گیاهان و جانوران، حرکتهای وارونه یا چرخشهای خاصی وجود دارد که به بقاء و سازگاری آنها کمک میکند. در انسان نیز، وارونه نگاه کردن یا تغییر زاویه دید میتواند باعث افزایش تواناییهای شناختی و خلاقیت شود، زیرا دیدن جهان از منظر متفاوت موجب فعال شدن بخشهای مختلف مغز میگردد.
کلمهی «وارونه» یک مفهوم جامع و چندبعدی است که میتواند هم به عنوان یک وضعیت فیزیکی و هم به صورت نمادین و استعاری به کار رود. این واژه نشاندهنده تغییر جهت، جابهجایی یا حتی دگرگونی در شکل و معنا است که بسته به موقعیت و زمینه، معانی متفاوتی پیدا میکند. همین انعطافپذیری باعث شده تا «وارونه» واژهای پرکاربرد و مهم در زبان و فرهنگ باشد که از ابعاد مختلف زندگی و علم، هنر و تجربهی انسانی را در بر میگیرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وارونه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وارونه