Enhance

ɪnˈhæns ɪnˈhɑːns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    enhanced
  • شکل سوم:

    enhanced
  • سوم‌شخص مفرد:

    enhances
  • وجه وصفی حال:

    enhancing

معنی و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive C1
بالا بردن، افزودن، زیاد کردن، بلند کردن، بهتر کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- Music enhanced our enjoyment of the dinner.
- موسیقی لذت ما را از شام بیشتر کرد.
- A blue dress enhanced the beauty of that girl.
- پیراهن آبی بر زیبایی آن دختر می‌افزود.
- We must try to enhance the quality of our products.
- باید بکوشیم تا کیفیت فرآورده‌های خود را بهتر کنیم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد enhance

  1. verb improve, embellish
    Synonyms:
    strengthen increase raise add to amplify augment boost build up elevate enlarge exaggerate heighten intensify magnify reinforce swell upgrade embellish appreciate beautify complement exalt flesh out lift pad adorn aggrandize boom embroider pyramid
    Antonyms:
    decrease reduce lower worsen minimize fix

لغات هم‌خانواده enhance

  • verb - transitive
    enhance

ارجاع به لغت enhance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «enhance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/enhance

لغات نزدیک enhance

پیشنهاد بهبود معانی