گذشتهی ساده:
upgradedشکل سوم:
upgradedسومشخص مفرد:
upgradesوجه وصفی حال:
upgradingارتقاء دادن یا یافتن، بهبود دادن یا یافتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
City planners must upgrade public transportation to reduce pollution and improve accessibility.
برنامهریزان شهری باید حملونقل عمومی را بهبود دهند تا آلودگی کاهش یابد و دسترسی بهبود یابد.
Universities should upgrade their curricula to reflect advances in technology and the changing needs of the labor market.
دانشگاهها باید برنامههای درسی خود را ارتقاء دهند تا پیشرفتهای فناوری و نیازهای متغیر بازار کار را منعکس کنند.
Please upgrade your slides with clearer charts and labels to make the data easier to understand.
لطفاً اسلایدهای خود را با نمودارها و برچسبهای واضحتر ارتقاء دهید تا دادهها آسانتر قابل فهم شوند.
Our medical facilities are being upgraded.
تأسیسات پزشکی ما در دست بهسازی است.
بهبود دادن، جایگزین کردن (امکانات و کیفیت)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many hotels upgrade guests to a superior room when occupancy is low to improve customer satisfaction.
بسیاری از هتلها وقتی میزان اشغال کم است، اتاق مهمانان را به اتاقی با کیفیت بالاتر جایگزین میکنند تا رضایت مشتری را افزایش دهند.
In the lecture, the dean noted that the college upgraded guest lecturers to private offices to help them prepare for seminars.
در سخنرانی، رئیس دانشکده اشاره کرد که دانشکدهی سخنرانان مهمان را برای کمک به آمادهسازی سمینارها به دفترهای خصوصی بهبود داد.
کامپیوتر ارتقاء
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
Please schedule the software upgrade for the campus computers this weekend.
لطفاً ارتقاء نرمافزار کامپیوترهای دانشگاه را برای این آخرهفته برنامهریزی کنید.
The IT technician confirmed the upgrade would improve the system's security and speed.
تکنسین فناوری اطلاعات تأیید کرد که این ارتقاء، سیستم امنیت و سرعت را بهبود میبخشد.
ارتقاء، بهبود (امکانات و کیفیت)
After presenting their conference papers, several graduate students were offered an upgrade to first-class seats for the return flight.
پساز ارائهی مقالات کنفرانس، به چند دانشجوی تحصیلات تکمیلی پیشنهاد ارتقاء به صندلیهای فرستکلاس برای پرواز برگشت داده شد.
When the visiting lecturer arrived, the department arranged an upgrade to a quieter hotel room to ensure adequate rest.
وقتی مدرس مهمان رسید، دپارتمان برای تضمین استراحت کافی ترتیب ارتقاء به یک اتاق هتل آرامتر را داد.
رشد، پیشرفت، ترفیع
Government initiatives led to the upgrade of experienced teachers to administrative posts, improving school leadership.
ابتکارات دولتی منجر به ترفیع معلمان مجرب به پستهای مدیریتی شد و رهبری مدارس را بهبود بخشید.
The rapid upgrade of junior researchers to lead investigators reflected the university's investment in talent development.
پیشرفت سریع پژوهشگران جوان به محققان ارشد نشاندهندهی سرمایهگذاری دانشگاه در رشد استعدادها بود.
In the lecture, the professor explained how an upgrade from assistant to associate professor typically depends on a consistent record of publications.
در سخنرانی، استاد توضیح داد که ترفیع از استاد کمکیار به استاد دانشیار معمولاً به سابقهی مستمر انتشار مقالات بستگی دارد.
a locomotive going upgrade
لوکوموتیوی که در سربالایی حرکت میکند
روبهرونق، روبهبهبود، روبهخوبی
گذشتهی ساده upgrade در زبان انگلیسی upgraded است.
شکل سوم upgrade در زبان انگلیسی upgraded است.
وجه وصفی حال upgrade در زبان انگلیسی upgrading است.
سومشخص مفرد upgrade در زبان انگلیسی upgrades است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «upgrade» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/upgrade