آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

      Upgrade

      ʌpˈɡreɪd ʌpˈɡreɪd

      گذشته‌ی ساده:

      upgraded

      شکل سوم:

      upgraded

      سوم‌شخص مفرد:

      upgrades

      وجه وصفی حال:

      upgrading

      معنی upgrade | جمله با upgrade

      verb - intransitive verb - transitive B2

      ‫ارتقاء دادن یا یافتن‬، بهبود دادن یا یافتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      City planners must upgrade public transportation to reduce pollution and improve accessibility.

      برنامه‌ریزان شهری باید حمل‌ونقل عمومی را بهبود دهند تا آلودگی کاهش یابد و دسترسی بهبود یابد.

      Universities should upgrade their curricula to reflect advances in technology and the changing needs of the labor market.

      دانشگاه‌ها باید برنامه‌های درسی خود را ارتقاء دهند تا پیشرفت‌های فناوری و نیازهای متغیر بازار کار را منعکس کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please upgrade your slides with clearer charts and labels to make the data easier to understand.

      لطفاً اسلایدهای خود را با نمودارها و برچسب‌های واضح‌تر ارتقاء دهید تا داده‌ها آسان‌تر قابل‌ فهم شوند.

      Our medical facilities are being upgraded.

      تأسیسات پزشکی ما در دست به‌سازی است.

      verb - transitive B1

      بهبود دادن، جایگزین کردن (امکانات و کیفیت)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Many hotels upgrade guests to a superior room when occupancy is low to improve customer satisfaction.

      بسیاری از هتل‌ها وقتی میزان اشغال کم است، اتاق مهمانان را به اتاقی با کیفیت بالاتر جایگزین می‌کنند تا رضایت مشتری را افزایش دهند.

      In the lecture, the dean noted that the college upgraded guest lecturers to private offices to help them prepare for seminars.

      در سخنرانی، رئیس دانشکده اشاره کرد که دانشکده‌ی سخنرانان مهمان را برای کمک به آماده‌سازی سمینارها به دفترهای خصوصی بهبود داد.

      noun countable B2

      کامپیوتر ارتقاء

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      Please schedule the software upgrade for the campus computers this weekend.

      لطفاً ارتقاء نرم‌افزار کامپیوترهای دانشگاه را برای این آخرهفته برنامه‌ریزی کنید.

      The IT technician confirmed the upgrade would improve the system's security and speed.

      تکنسین فناوری اطلاعات تأیید کرد که این ارتقاء، سیستم امنیت و سرعت را بهبود می‌بخشد.

      noun B2

      ارتقاء، بهبود (امکانات و کیفیت)

      After presenting their conference papers, several graduate students were offered an upgrade to first-class seats for the return flight.

      پس‌از ارائه‌ی مقالات کنفرانس، به چند دانشجوی تحصیلات تکمیلی پیشنهاد ارتقاء به صندلی‌های فرست‌کلاس برای پرواز برگشت داده شد.

      When the visiting lecturer arrived, the department arranged an upgrade to a quieter hotel room to ensure adequate rest.

      وقتی مدرس مهمان رسید، دپارتمان برای تضمین استراحت کافی ترتیب ارتقاء به یک اتاق هتل آرام‌تر را داد.

      noun countable uncountable

      رشد، پیشرفت، ترفیع

      Government initiatives led to the upgrade of experienced teachers to administrative posts, improving school leadership.

      ابتکارات دولتی منجر به ترفیع معلمان مجرب به پست‌های مدیریتی شد و رهبری مدارس را بهبود بخشید.

      The rapid upgrade of junior researchers to lead investigators reflected the university's investment in talent development.

      پیشرفت سریع پژوهشگران جوان به محققان ارشد نشان‌دهنده‌ی سرمایه‌گذاری دانشگاه در رشد استعدادها بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the lecture, the professor explained how an upgrade from assistant to associate professor typically depends on a consistent record of publications.

      در سخنرانی، استاد توضیح داد که ترفیع از استاد کمک‌یار به استاد دانشیار معمولاً به سابقه‌ی مستمر انتشار مقالات بستگی دارد.

      a locomotive going upgrade

      لوکوموتیوی که در سربالایی حرکت می‌کند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد upgrade

      1. verb improve
        Synonyms:
        better advance boost enhance increase raise lift promote elevate make better progress move up make strides

      Collocations

      on the upgrade

      روبه‌رونق، روبه‌بهبود، روبه‌خوبی

      سوال‌های رایج upgrade

      گذشته‌ی ساده upgrade چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده upgrade در زبان انگلیسی upgraded است.

      شکل سوم upgrade چی میشه؟

      شکل سوم upgrade در زبان انگلیسی upgraded است.

      وجه وصفی حال upgrade چی میشه؟

      وجه وصفی حال upgrade در زبان انگلیسی upgrading است.

      سوم‌شخص مفرد upgrade چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد upgrade در زبان انگلیسی upgrades است.

      ارجاع به لغت upgrade

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «upgrade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/upgrade

      لغات نزدیک upgrade

      • - upend
      • - upfront
      • - upgrade
      • - upheaval
      • - upheave
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.