آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Strengthen

      ˈstreŋθn / / ˈstrenθn ˈstreŋθn / / ˈstrenθn

      گذشته‌ی ساده:

      strengthened

      شکل سوم:

      strengthened

      سوم‌شخص مفرد:

      strengthens

      وجه وصفی حال:

      strengthening

      معنی strengthen | جمله با strengthen

      verb - intransitive verb - transitive B2

      نیرومند کردن، قوی کردن، تقویت کردن، تحکیم کردن، استحکام بخشیدن، محکم کردن، قوی شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      His experiences abroad strengthened his confidence.

      تجربه‌هایش در خارج از کشور اعتمادبه‌نفس او را تقویت کردند.

      The river's current strengthens here.

      در اینجا جریان رودخانه قوی می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The neighbors' behavior strengthened his resolve to sell the house.

      رفتار همسایگان تصمیم او را نسبت به فروش خانه قوی‌تر کرد.

      in order to strengthen the country's defensive forces

      برای توان دادن به نیروهای پدافندی کشور

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد strengthen

      1. verb make more forceful, powerful
        Synonyms:
        increase enhance intensify support reinforce empower establish confirm extend fortify harden restore renew add bolster build up enlarge invigorate justify substantiate brace toughen corroborate heighten multiply regenerate rejuvenate rise sustain temper anneal tone mount set up sinew step up make firm add fuel to fire tone up buttress wax
        Antonyms:
        weaken hurt break down
      1. verb encourage, hearten
        Synonyms:
        cheer embolden invigorate brace enliven nerve refresh restore animate rally inspirit fortify steel prepare back harden nourish brace up back up temper bloom thrive flourish prosper uphold substantiate bear out give weight carry weight toughen consolidate rejuvenate gather resources gird ready
        Antonyms:
        discourage dishearten dissuade weaken

      Collocations

      strengthen the impact

      تقویت کردن تاثیر

      لغات هم‌خانواده strengthen

      noun
      strength
      adjective
      strong
      verb - transitive
      strengthen
      adverb
      strongly

      سوال‌های رایج strengthen

      گذشته‌ی ساده strengthen چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده strengthen در زبان انگلیسی strengthened است.

      شکل سوم strengthen چی میشه؟

      شکل سوم strengthen در زبان انگلیسی strengthened است.

      وجه وصفی حال strengthen چی میشه؟

      وجه وصفی حال strengthen در زبان انگلیسی strengthening است.

      سوم‌شخص مفرد strengthen چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد strengthen در زبان انگلیسی strengthens است.

      ارجاع به لغت strengthen

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «strengthen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/strengthen

      لغات نزدیک strengthen

      • - strength of character
      • - strength training
      • - strengthen
      • - strengthen the impact
      • - strenuosity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically همبرگر همراه با همه کس هم‌سطح فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز چراغ چراغ‌خواب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.