گذشتهی ساده:
substantiatedشکل سوم:
substantiatedسومشخص مفرد:
substantiatesوجه وصفی حال:
substantiatingاثبات کردن، تایید کردن، مستند کردن
The scientist was unable to substantiate his hypothesis with experimental data.
دانشمند نتوانست فرضیهاش را با دادههای تجربی اثبات کند.
Can you substantiate these allegations with evidence?
آیا میتوانید این اتهامات را با شواهد اثبات کنید؟
You must provide documents to substantiate your claim.
باید مدارکی ارائه دهید تا ادعای خود را اثبات کنید.
The witness's testimony substantiated the defendant's alibi.
شهادت شاهد، ادعای برائت متهم را اثبات کرد.
to substantiate a claim
ادعایی را اثبات کردن
ماهیت جسمانی دادن، شکل مادی بخشیدن، تجسم بخشیدن، تحقق بخشیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The architect tried to substantiate his concept by building a scale model.
معمار تلاش کرد تا مفهوم خود را با ساخت یک ماکت مقیاسدار تجسم ببخشد.
She used clay to substantiate the idea of a human heart in her installation.
او از خاک رس استفاده کرد تا ایدهی قلب انسانی در نمایشگاهش را ماهیت جسمانی بدهد.
New evidence substantiated the theory that was once dismissed.
شواهد جدید نظریهای را که زمانی رد شده بود، تحقق بخشید.
ادعایی را اثبات کردن، مستند کردن
گذشتهی ساده substantiate در زبان انگلیسی substantiated است.
شکل سوم substantiate در زبان انگلیسی substantiated است.
وجه وصفی حال substantiate در زبان انگلیسی substantiating است.
سومشخص مفرد substantiate در زبان انگلیسی substantiates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «substantiate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/substantiate