آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۵

      Demonstrate

      ˈdemənstreɪt ˈdemənstreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      demonstrated

      شکل سوم:

      demonstrated

      سوم‌شخص مفرد:

      demonstrates

      وجه وصفی حال:

      demonstrating

      معنی demonstrate | جمله با demonstrate

      verb - transitive B2

      نشان دادن، اثبات کردن (با دلیل)، ثابت کردن، شرح دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Her hesitation demonstrated her distrust.

      تردید او، بی‌اعتمادی‌اش را نشان می‌داد.

      to demonstrate the truth of something

      حقیقت چیزی را اثبات کردن

      verb - transitive C1

      شرح دادن، ارائه دادن، طرز کار چیزی را نشان دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The salesman demonstrated the refrigerator to customers.

      فروشنده طرز کار یخچال را به مشتریان نشان داد.

      The teacher demonstrated how to solve the equation on the board.

      معلم نحوه‌ی حل معادله را روی تخته شرح داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She demonstrated the new software's features to the team.

      او ویژگی‌های نرم‌افزار جدید را به تیم ارائه داد.

      verb - transitive C2

      ابراز کردن، بروز دادن، نشان دادن (احساسات)

      She demonstrated her happiness with a bright smile.

      او خوش‌حالی‌اش را با لبخندی سرزنده نشان داد.

      He demonstrated his anger by slamming the door.

      او عصبانیتش را با کوبیدن در بروز داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They demonstrated their disappointment with silence.

      آن‌ها ناامیدی‌شان را با سکوت نشان دادند.

      He demonstrated sympathy for the victim's family.

      او هم‌دردی‌اش را با خانواده‌ی قربانی ابراز کرد.

      verb - intransitive B2

      تظاهرات کردن، اعتراض کردن

      People demonstrated outside the courthouse demanding justice.

      مردم در خارج از ساختمان دادگاه تظاهرات کردند و خواستار عدالت شدند.

      Thousands of people demonstrated in the capital against the new tax.

      هزاران نفر در پایتخت علیه مالیات جدید اعتراض کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Workers demonstrated in front of the parliament.

      کارگران جلوی مجلس تظاهرات کردند.

      They demonstrated against the unfair law.

      آن‌ها علیه قانون ناعادلانه تظاهرات کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد demonstrate

      1. verb display, show
        Synonyms:
        show display indicate exhibit expose prove evidence establish validate determine test try manifest authenticate evince make evident testify to flaunt trot out roll out make out show and tell
        Antonyms:
        hide conceal
      1. verb explain, illustrate
        Synonyms:
        describe explain show how express make clear teach set forth illustrate confirm testify to give for instance proclaim ostend walk one through debunk
        Antonyms:
        confuse misrepresent distort falsify
      1. verb display or take public
        Synonyms:
        protest rally march parade exhibit manifest strike picket walkout sit in lie in action for a cause march on stage walkout fast

      Collocations

      demonstrate an ability

      نشان دادن یک توانایی

      لغات هم‌خانواده demonstrate

      noun
      demonstration, demonstrator
      adjective
      demonstrable, demonstrative
      verb - transitive
      demonstrate
      adverb
      demonstrably, demonstratively

      سوال‌های رایج demonstrate

      گذشته‌ی ساده demonstrate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده demonstrate در زبان انگلیسی demonstrated است.

      شکل سوم demonstrate چی میشه؟

      شکل سوم demonstrate در زبان انگلیسی demonstrated است.

      وجه وصفی حال demonstrate چی میشه؟

      وجه وصفی حال demonstrate در زبان انگلیسی demonstrating است.

      سوم‌شخص مفرد demonstrate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد demonstrate در زبان انگلیسی demonstrates است.

      ارجاع به لغت demonstrate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «demonstrate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/demonstrate

      لغات نزدیک demonstrate

      • - demonstrable
      • - demonstrably
      • - demonstrate
      • - demonstrate an ability
      • - demonstration
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.