امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Teach

tiːtʃ tiːtʃ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    taught
  • شکل سوم:

    taught
  • سوم‌شخص مفرد:

    teaches
  • وجه وصفی حال:

    teaching

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive A1
آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، تدریس کردن، یاد دادن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- to teach a child (how) to swim
- به کودک شنا یاد دادن
- My father used to teach me English.
- پدرم به من انگلیسی می‌آموخت.
- Nasser teaches mathematics.
- ناصر ریاضیات درس می‌دهد.
- For several years I taught English literature at the University of Missouri.
- چندین سال در دانشگاه میسوری ادبیات انگلیس تدریس کردم.
- You lost all your money? that'll teach you not to gamble!
- همه‌ی پولت را باختی؟ تا تو باشی و دیگر قمار نکنی!
- I'll teach you to call me a liar!
- کاری خواهم کرد که دیگر مرا دروغگو نخوانی!
- let this defeat teach you a lesson!
- بگذار این شکست برایت درس عبرت باشد!
- Christ taught kindness and forgiveness.
- عیسی مهربانی و بخشندگی را تعلیم می‌داد.
نمونه‌جمله‌های بیشتر
verb - intransitive
معلمی کردن
- Mr. Hafezian teaches well.
- آقای حافظیان خوب درس می‌دهد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد teach

  1. verb educate; instill knowledge
    Synonyms:
    teach train instruct educate inform guide coach tutor explain demonstrate direct show lecture develop prepare discipline ground form rear nurture sharpen improve mind initiate impart give instruction give lessons communicate illustrate interpret brief exercise drill catechize expound indoctrinate inculcate implant give the facts open eyes fit polish up edify enlighten advise show the ropes cram break in pound into profess brainwash
    Antonyms:
    learn

Idioms

لغات هم‌خانواده teach

  • verb - transitive
    teach

ارجاع به لغت teach

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «teach» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/teach

لغات نزدیک teach

پیشنهاد بهبود معانی