آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ بهمن ۱۴۰۳

      Guide

      ɡaɪd ɡaɪd ɡaɪd ɡaɪd

      گذشته‌ی ساده:

      guided

      شکل سوم:

      guided

      سوم‌شخص مفرد:

      guides

      وجه وصفی حال:

      guiding

      شکل جمع:

      guides

      معنی guide | جمله با guide

      noun countable B1

      راهنما، رهبر، هادی

      a tourist guide

      راهنمای گردشگران

      noun countable

      کتاب راهنما

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      a guide to mathematics

      کتاب راهنمای ریاضیات

      verb - transitive countable

      راهنمایی کردن، هدایت کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      He guided me through the building.

      مرا در تمام ساختمان راهنمایی کرد.

      The policeman guided the traffic.

      پاسبان ترافیک را هدایت می‌کرد.

      verb - intransitive countable

      راهنمایی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد guide

      1. noun something that or someone who leads
        Synonyms:
        leader director model teacher captain standard example pattern mentor inspiration escort conductor pilot monitor adviser counselor controller pioneer scout vanguard ideal criterion design paradigm lodestar guiding spirit attendant convoy usher chaperon cicerone docent exhibitor pathfinder rudder superintendent genius genie lead
      1. noun information, instructions
        Synonyms:
        instructions sign clue guidebook handbook manual directory marker signal signpost pointer key tip-off print beacon lodestar landmark catalog compendium bible chapter and verse the book guiding light hot lead telltale the numbers vade mecum bellwether enchiridion no-no’s ABCs
      1. verb direct, lead
        Synonyms:
        lead control manage conduct oversee handle supervise instruct teach influence show advise govern regulate counsel train engineer marshal steer navigate pilot escort accompany convoy shepherd attend rule see maneuver command sway chaperon route quarterback contrive have a handle on usher beacon show the way spearhead coxswain superintend trailblaze
        Antonyms:
        mislead misguide neglect leave abandon

      سوال‌های رایج guide

      گذشته‌ی ساده guide چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده guide در زبان انگلیسی guided است.

      شکل سوم guide چی میشه؟

      شکل سوم guide در زبان انگلیسی guided است.

      شکل جمع guide چی میشه؟

      شکل جمع guide در زبان انگلیسی guides است.

      وجه وصفی حال guide چی میشه؟

      وجه وصفی حال guide در زبان انگلیسی guiding است.

      سوم‌شخص مفرد guide چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد guide در زبان انگلیسی guides است.

      ارجاع به لغت guide

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «guide» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/guide

      لغات نزدیک guide

      • - guidable
      • - guidance
      • - guide
      • - guide dog
      • - guide edge
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.