آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Engineer

      ˌendʒɪˈnɪr ˌendʒəˈnɪə

      گذشته‌ی ساده:

      engineered

      شکل سوم:

      engineered

      سوم‌شخص مفرد:

      engineers

      وجه وصفی حال:

      engineering

      شکل جمع:

      engineers

      معنی engineer | جمله با engineer

      noun countable A2

      مهندس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      a mechanical engineer

      مهندس مکانیک

      a civil engineer

      مهندس راه و ساختمان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an agricultural engineer

      مهندس کشاورزی

      an electrical engineer

      مهندس برق

      a radio engineer

      مکانیک رادیو (مهندس رادیو)

      verb - transitive

      مهندسی کردن، اداره کردن، طرح کردن و ساختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      engineering battalion

      گردان مهندسی

      He engineered two dams.

      او مهندسی دو سد را به‌‌عهده داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They are now engineering bigger and faster ships.

      اکنون دارند کشتی‌های بزرگ‌تر و تندروتری را طراحی می‌کنند.

      engineering a bill through the Congress

      ترتیب تصویب لایحه‌ای را در کنگره (ی امریکا) دادن

      He engineered a daring jailbreak.

      او نقشه‌ی فرار جسورانه از زندان را طراحی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد engineer

      1. noun person who puts together things
        Synonyms:
        builder manager designer planner director architect inventor contriver deviser manipulator originator schemer surveyor techie technie sights
      1. verb devise; bring about
        Synonyms:
        plan arrange organize create manage cause control direct originate effect devise contrive plot conceive scheme set up work manipulate maneuver negotiate operate supervise superintend concoct come up with doctor rig swing wangle machinate finagle scam cook angle encompass jockey pull strings pull wires put over put through play games put one over put one on plant upstage

      سوال‌های رایج engineer

      گذشته‌ی ساده engineer چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده engineer در زبان انگلیسی engineered است.

      شکل سوم engineer چی میشه؟

      شکل سوم engineer در زبان انگلیسی engineered است.

      شکل جمع engineer چی میشه؟

      شکل جمع engineer در زبان انگلیسی engineers است.

      وجه وصفی حال engineer چی میشه؟

      وجه وصفی حال engineer در زبان انگلیسی engineering است.

      سوم‌شخص مفرد engineer چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد engineer در زبان انگلیسی engineers است.

      ارجاع به لغت engineer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «engineer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/engineer

      لغات نزدیک engineer

      • - engine
      • - engine house
      • - engineer
      • - engineering
      • - engineering works
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shootaround droop shooting guard salmonella power forward set shot quintet ferment goaltending insular swish sixth man mango stride stop tip off بازخواست کاغذپاره گزیدن اغماض گسیل جوینده حرفه خاندان خصمانه درشت دودمان دیده فراخوان روشنی رغم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.