آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Rig

      rɪɡ rɪɡ

      شکل جمع:

      rigs

      معنی rig | جمله با rig

      noun adverb

      بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، باخدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دگل آرایی، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      ship rig

      نوع بادبان‌های کشتی

      fore-and-aft rig

      بادبان‌های جلو و عقب کشتی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      square rigs

      بادبان‌های چهار گوش

      They were dressed in new rig.

      اونیفورم نو پوشیده بودند.

      Sailors should be dressed in the rig ordered.

      ملوانان باید به لباسی که تعیین شده است ملبس باشند.

      The sailors were rigged in white.

      به ملوانان لباس سفید دادند.

      She was rigged out in Victorian style.

      لباس سبک دوره‌ی ویکتوریا تن او کرده بودند.

      They were not properly rigged for that long mountain climbing.

      آن‌ها به‌طور شایسته‌ای‌ برای آن کوهنوردی طولانی مجهز نشده بودند.

      This boat is rigged for dredging.

      این کشتی برای لایروبی مجهز شده است.

      They had rigged the box to explode on contact.

      جعبه را طوری درست کرده بودند که در اثر تماس منفجر شود.

      We rigged the tarpaulins over the tanks.

      پارچه‌ی برزنت را روی تانک‌ها کشیدیم.

      Alarm clocks are rigged to turn on radios too.

      ساعت‌های شماطه‌دار را تنظیم کرده‌اند که رادیو را هم روشن کنند.

      Workers rigged up a Christmas tree in front of the town hall.

      کارگران یک درخت کریسمس بزرگ جلو شهرداری برپا کردند.

      We rigged up something to take the place of a bed.

      یک چیزی را سرهم‌بندی کردیم که جای تختخواب را بگیرد.

      The soldiers rigged up a temporary cabin.

      سربازان یک آلونک موقتی سرهم‌بندی کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rig

      1. noun equipment
        Synonyms:
        gear outfit apparatus machinery tackle fittings fixtures paraphernalia accouterments equipage
      1. verb outfit, supply
        Synonyms:
        equip fit out supply furnish dress clothe gear arm appoint set up attire array kit provision turn out costume accouter
      1. verb arrange for certain outcome
        Synonyms:
        fix arrange doctor manipulate fiddle with tamper with fake falsify engineer juggle trump up gerrymander

      سوال‌های رایج rig

      شکل جمع rig چی میشه؟

      شکل جمع rig در زبان انگلیسی rigs است.

      ارجاع به لغت rig

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rig» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rig

      لغات نزدیک rig

      • - rift
      • - rift valley
      • - rig
      • - rig-veda
      • - riga
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      chabazite deco designing di- durometer elisabeth held in high repute challenge garbage grab latent laugh at terminate settlor make a small fortune آموختن ایست بردباری افناء بشر خودرو رستگارگر زبانه‌ی مته زودباور زودرس شاخه پیله بامداد اتحاد بسکتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.