آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Appoint

      əˈpɔɪnt əˈpɔɪnt

      گذشته‌ی ساده:

      appointed

      شکل سوم:

      appointed

      سوم‌شخص مفرد:

      appoints

      وجه وصفی حال:

      appointing

      معنی appoint | جمله با appoint

      verb - transitive C1

      منصوب کردن، گماشتن، برگزیدن، گزیدن، انتخاب کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      He was appointed chairman.

      او به ریاست گزیده شد.

      Who appointed you to this job?

      چه کسی شما را به این کار گماشت؟

      verb - transitive

      معین کردن، تعیین کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      to appoint a time for the meeting

      برای گردهمایی تعیین وقت کردن

      verb - transitive

      برقرار کردن، واداشتن، مقرر داشتن

      We gathered at the appointed place.

      در محل موعود دور هم گرد آمدیم.

      verb - transitive

      حقوق تکلیف (ملک و غیره را) معلوم کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد appoint

      1. verb assign responsibility; decide
        Synonyms:
        assign determine set fix select name designate delegate direct choose establish nominate allot commission elect decree command ordain enjoin accredit install settle tap finger
        Antonyms:
        reject refuse dismiss fire
      1. verb furnish
        Synonyms:
        supply provide equip fit outfit arm gear fit out turn out rig
        Antonyms:
        unfurnish not give

      سوال‌های رایج appoint

      گذشته‌ی ساده appoint چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده appoint در زبان انگلیسی appointed است.

      شکل سوم appoint چی میشه؟

      شکل سوم appoint در زبان انگلیسی appointed است.

      وجه وصفی حال appoint چی میشه؟

      وجه وصفی حال appoint در زبان انگلیسی appointing است.

      سوم‌شخص مفرد appoint چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد appoint در زبان انگلیسی appoints است.

      ارجاع به لغت appoint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «appoint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/appoint

      لغات نزدیک appoint

      • - apply yourself
      • - appoggiatura
      • - appoint
      • - appointed
      • - appointee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.