«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

Name معنی

  • American English phonetic: neɪm
  • British English phonetic: neɪm
  • (Noun) (Verb - transitive) نام
  • (Noun) (Verb - transitive) نام، اسم، نام و شهرت، ابرو، علامت، نامیدن، بنام صداکردن، نام دادن، مشهور، نامدار
    • - My name is Manoochehr.
    • - نام من منوچهر است.
    • - Please spell your name for me.
    • - لطفاً اسم خود را برای من هجی کنید.
    • - family name
    • - نام خانوادگی
    • - The name of this fruit is apple.
    • - اسم این میوه سیب است.
    • - You must learn the names of all countries.
    • - باید نام همه‌ی کشورها را یاد بگیری.
    • - By his evil deeds he stained his family name.
    • - با اعمال بدش شهرت خانوادگی خود را لکه‌دار کرد.
    • - In Shiraz he made quite a name for himself.
    • - در شیراز برای خودش اسم و رسمی پیدا کرد.
    • - He had a name for learning.
    • - او در دانش شهره بود.
    • - A good name is better than money.
    • - نیکنامی از پول بهتر است.
    • - He was the last of his name.
    • - او آخرین فرد آن خانواده بود.
    • - the greatest name in the history of science
    • - بزرگ‌ترین شخصیت تاریخ علم
    • - a name brand
    • - کالای مارک معروف
    • - Each suitcase must have a name tag.
    • - هر یک از چمدانها باید بر چسب حاوی نام صاحب آن را داشته باشد.
    • - The child was named after his grandfather.
    • - نام پدر‌بزرگ را روی نوزاد گذاشتند.
    • - He couldn't even name one African country.
    • - او نمی‌توانست حتی یک کشور افریقایی را نام ببرد.
    • - They named him Ahmed.
    • - او را احمد نامیدند.
    • - Name that tree.
    • - نام آن درخت را بگو.
    • - He can name all of the Emams.
    • - او نام همه‌ی امام‌ها را می‌داند.
    • - He has been named for the job.
    • - برای آن شغل از او نام برده شده است.
    • - I am not going to name names.
    • - من از کسی نام نخواهم برد.
    • - It is wrong to call names.
    • - لقب زشت دادن کار درستی نیست.
    • - He was king in name only.
    • - او فقط به‌اسم شاه بود.
    • - in the name of God, the merciful, and the compassionate
    • - به نام خداوند بخشنده و مهربان
    • - He doesn't have a penny to his name.
    • - او یک شاهی هم ندارد.
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator