Hero معنی

  • Countable Noun
    قهرمان، پهلوان، یَل
    • - heroes of the battle of Chaldoran
    • - قهرمانان نبرد چالدران
    • - to receive a hero's welcome
    • - خوش‌آمدی درخور یک قهرمان دریافت کردن
    • - to die a hero's death
    • - همچون قهرمان جان خود را باختن
    • - A hero who saved two children from drowning.
    • - قهرمانی که دو کودک را از غرق شدن رهانید.
  • Countable Noun
    (داستان و غیره) قهرمان، شخصیت اصلی
    • - At the end of the film, the hero is killed by the enemy.
    • - در پایان فیلم شخصیت اصلی توسط دشمن کشته می‌شود.
    • - Rustam is the hero of Shahnameh.
    • - رستم قهرمان شاهنامه است.
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈhɪroʊ
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈhɪərəʊ

مترادف و متضاد hero

لغات نزدیک hero