شکل جمع:
conquerorsفاتح، غالب، پیروز، کشورگشا
The small nation eventually repelled the conqueror's army, preserving its independence.
ملت کوچک سرانجام ارتش کشورگشا را عقب راند و استقلال خود را حفظ کرد.
The historical analysis often scrutinizes the long-term societal impacts of a conqueror's rule on indigenous populations.
تحلیل تاریخی غالباً تأثیرات بلندمدت حکمرانی یک فاتح را بر جوامع بومی بررسی میکند.
Effective leadership is not solely about being a conqueror; it also involves the capacity to integrate diverse communities peacefully.
رهبری مؤثر تنها به معنای غالب بودن نیست، بلکه شامل توانایی ادغام مسالمتآمیز جوامع مختلف نیز میشود.
غلبهکننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the challenges, the entrepreneur was a conqueror, successfully launching his innovative startup.
باوجود چالشها، کارآفرین یک غلبهکننده بود و با موفقیت استارتاپ نوآورانهی خود را راهاندازی کرد.
In an increasingly competitive global market, only the most adaptable businesses can emerge as a conqueror, securing long-term sustainability.
در یک بازار جهانی بهطور فزاینده رقابتی، تنها سازگارترین کسبوکارها میتوانند بهعنوان یک غلبهکننده ظهور کنند و پایداری بلندمدت را تضمین نمایند.
شکل جمع conqueror در زبان انگلیسی conquerors است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «conqueror» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/conqueror