آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آذر ۱۴۰۲

    Torpedo

    tɔːrˈpiːdoʊ tɔːˈpiːdəʊ

    شکل جمع:

    torpedos

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از شکل جمع torpedoes به‌ جای torpedos استفاده کرد.

    معنی torpedo | جمله با torpedo

    noun verb - transitive

    اژدر، ماهی برق، با اژدر خراب کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    German submarines torpedoed two more of our ships.

    زیردریایی‌های آلمانی دو تا دیگر از کشتی‌های ما را اژدر زدند.

    His untimely death torpedoed our project.

    مرگ نابه‌هنگام او طرح ما را نقش بر آب کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد torpedo

    1. noun A large sandwich made of a long crusty roll split lengthwise and filled with meats and cheese (and tomato and onion and lettuce and condiments); different names are used in different sections of the United States
      Synonyms:
      sub hero hoagie grinder wedge poor-boy submarine hero-sandwich hoagy zep italian-sandwich cuban-sandwich submarine-sandwich attack missile gun damage destroy wreck ruin explode sink shooter gunman gunslinger triggerman hitman hit-man thug cutthroat assassin gun for hire hired-gun bomber explosive firework projectile underwater missile flying pig whale fish
    1. noun Any sluggish bottom-dwelling ray of the order Torpediniformes having a rounded body and electric organs on each side of the head capable of emitting strong electric discharges
      Synonyms:
      electric-ray numbfish crampfish
    1. verb to cause the complete ruin or wreckage of
      Synonyms:
      destroy ruin wreck demolish smash break down shatter undo spoil finish sink bankrupt total wrack wash up cross up

    سوال‌های رایج torpedo

    شکل جمع torpedo چی میشه؟

    شکل جمع torpedo در زبان انگلیسی torpedos است.

    ارجاع به لغت torpedo

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «torpedo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/torpedo

    لغات نزدیک torpedo

    • - torose
    • - torpe
    • - torpedo
    • - torpedo boat
    • - torpedo tube
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.