آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Cutthroat

      ˈkətˌθrot ˈkətˌθrot ˈkətˌθrot

      شکل جمع:

      cutthroats

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: cut-throat

      معنی cutthroat | جمله با cutthroat

      adjective

      بی‌امان، شدید (رقابت و غیره)

      Many small businesses struggle to survive in a market dominated by cutthroat competition.

      بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای بقای خود در بازاری که تحت سلطه‌ی رقابت بی‌امان است، مبارزه می‌کنند.

      The cut-throat price war between the two supermarkets resulted in the closure of many local businesses.

      جنگ شدید قیمت بین دو سوپرمارکت منجر به تعطیلی بسیاری از مشاغل محلی شد.

      noun countable

      آدم‌کش، جانی، جنایت‌کار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The community was relieved when the cut-throat was caught.

      وقتی که آدم‌کش دستگیر شد، جامعه نفس راحتی کشید.

      The cut-throat lurked in the shadows, waiting for his next unsuspecting victim.

      جانی در سایه‌ها کمین کرده بود و منتظر قربانی ازهمه‌جابی‌خبر بعدی‌اش بود.

      adjective

      بی‌رحم (شخص)، بی‌رحمانه (روش و غیره)

      The cutthroat boss made life miserable for his employees.

      رئیس بی‌رحم زندگی را برای کارمندانش ملال‌آور کرد.

      cutthroat methods

      روش‌های بی‌رحمانه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cutthroat

      1. adjective ruthless
        Synonyms:
        cruel merciless pitiless relentless vicious savage ferocious unprincipled barbarous bloodthirsty hard as nails dog-eat-dog

      سوال‌های رایج cutthroat

      شکل جمع cutthroat چی میشه؟

      شکل جمع cutthroat در زبان انگلیسی cutthroats است.

      ارجاع به لغت cutthroat

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cutthroat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cutthroat

      لغات نزدیک cutthroat

      • - cuttage
      • - cutter
      • - cutthroat
      • - cutthroat trout
      • - cutting
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.