آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Relentless

      rɪˈlentləs rɪˈlentləs

      معنی relentless | جمله با relentless

      adjective C2

      بی‌امان، بی‌وقفه، مداوم، بی‌پایان (مربوط به چیز بد یا ناخوشایندی که از شدت آن کم نمی‌شود)

      The relentless storm lasted nine days.

      طوفان بی‌امان نه روز ادامه داشت.

      The relentless noise from the construction site made it impossible to concentrate or get any work done.

      سروصدای بی‌وقفه از محل ساخت‌وساز تمرکز یا انجام هر کاری را غیرممکن می‌کرد.

      adjective

      سرسخت، بی‌رحم، سنگدل، بی‌گذشت، خشن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      relentless enemy

      دشمن سرسخت

      The relentless boss expected his employees to work long hours without breaks.

      رئیس بی‌گذشت انتظار داشت که کارمندانش ساعت‌های طولانی بدون وقفه کار کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد relentless

      1. adjective cruel, merciless
        Synonyms:
        hard harsh strict grim determined inflexible ruthless unforgiving inexorable implacable unyielding unbending rigid dogged fierce obdurate adamant stiff stringent unflinching single-minded remorseless pitiless vindictive inhuman mortal uncompromising undeviating bound unstoppable bound and determined dead set on rigorous hang-tough hang in go for broke stop at nothing
        Antonyms:
        kind merciful sympathetic understanding
      1. adjective continuous, neverending
        Synonyms:
        unrelenting incessant unremitting persistent sustained unabated unbroken unrelieved nonstop unflagging unstoppable tenacious unfaltering punishing pertinacious
        Antonyms:
        stopping ending intermittent

      سوال‌های رایج relentless

      معنی relentless به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «relentless» در زبان فارسی به «بی‌وقفه» یا «بی‌رحم» ترجمه می‌شود، بسته به زمینه‌ی کاربرد.

      «Relentless» صفتی است که برای توصیف فرد، نیرو، تلاش یا وضعیت استفاده می‌شود که بدون توقف، خستگی یا کاهش شدت ادامه دارد. این واژه می‌تواند بار مثبت یا منفی داشته باشد؛ از یک سو نشان‌دهنده‌ی پایداری، پشتکار و تلاش بی‌وقفه است و از سوی دیگر می‌تواند به معنای بی‌رحمی، شدت بیش از حد یا فشار مداوم باشد. برای مثال، جمله‌ی «Her relentless pursuit of excellence inspired everyone» به معنای «پیگیری بی‌وقفه‌ی او برای رسیدن به کمال، همه را الهام‌بخش کرد» بار مثبت دارد و پشتکار و انگیزه‌ی بالا را نشان می‌دهد. در مقابل، جمله‌ی «The relentless storm destroyed everything in its path» به معنای «طوفان بی‌رحم همه چیز را در مسیر خود نابود کرد» بار منفی و شدت و خطرناک بودن را منتقل می‌کند.

      از نظر کاربردی، «relentless» در زندگی روزمره، ادبیات، ورزش، محیط کاری و علوم طبیعی به کار می‌رود. در ورزش و کار، به معنای استمرار تلاش و عدم تسلیم شدن است. در طبیعت، مانند باران، طوفان یا گرمای شدید، «relentless» شدت و پیوستگی شرایط را توصیف می‌کند. در محیط کاری یا پروژه‌ها، توصیف تیم یا فردی به عنوان relentless نشان‌دهنده‌ی انگیزه، پشتکار و تعهد به اهداف است.

      از نظر دستوری، «relentless» صفتی است که از فعل «relent» به معنای «نرم شدن، کوتاه آمدن» ساخته شده و با پسوند «-less» به معنای «بدون توقف یا بدون کوتاه آمدن» تبدیل شده است. به این ترتیب، واژه بیان می‌کند که عمل یا ویژگی مورد نظر هیچ توقفی ندارد و به شکل مداوم ادامه می‌یابد.

      در متون ادبی، رسانه‌ای و انگیزشی، «relentless» برای تأکید بر تلاش بی‌وقفه، شدت حوادث یا قدرت اراده به کار می‌رود. نویسندگان و سخنرانان با استفاده از این واژه می‌توانند تأثیر رفتارها، شرایط یا نیروها را برجسته کنند و حس پایداری یا شدت را به مخاطب منتقل نمایند.

      «relentless» واژه‌ای چندوجهی است که هم برای توصیف پشتکار، تلاش و انگیزه بی‌وقفه و هم برای بیان شدت، فشار یا بی‌رحمی شرایط به کار می‌رود. آشنایی با این واژه توانایی بیان مفاهیم مربوط به استمرار، تعهد و شدت را در زبان انگلیسی تقویت می‌کند و امکان انتقال دقیق حس پایداری یا شدت وقایع و رفتارها را فراهم می‌سازد.

      ارجاع به لغت relentless

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «relentless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/relentless

      لغات نزدیک relentless

      • - relegation
      • - relent
      • - relentless
      • - relevance
      • - relevancy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.