بیامان، بیوقفه، مداوم، بیپایان (مربوط به چیز بد یا ناخوشایندی که از شدت آن کم نمیشود)
The relentless storm lasted nine days.
طوفان بیامان نه روز ادامه داشت.
The relentless noise from the construction site made it impossible to concentrate or get any work done.
سروصدای بیوقفه از محل ساختوساز تمرکز یا انجام هر کاری را غیرممکن میکرد.
سرسخت، بیرحم، سنگدل، بیگذشت، خشن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
relentless enemy
دشمن سرسخت
The relentless boss expected his employees to work long hours without breaks.
رئیس بیگذشت انتظار داشت که کارمندانش ساعتهای طولانی بدون وقفه کار کنند.
کلمهی «relentless» در زبان فارسی به «بیوقفه» یا «بیرحم» ترجمه میشود، بسته به زمینهی کاربرد.
«Relentless» صفتی است که برای توصیف فرد، نیرو، تلاش یا وضعیت استفاده میشود که بدون توقف، خستگی یا کاهش شدت ادامه دارد. این واژه میتواند بار مثبت یا منفی داشته باشد؛ از یک سو نشاندهندهی پایداری، پشتکار و تلاش بیوقفه است و از سوی دیگر میتواند به معنای بیرحمی، شدت بیش از حد یا فشار مداوم باشد. برای مثال، جملهی «Her relentless pursuit of excellence inspired everyone» به معنای «پیگیری بیوقفهی او برای رسیدن به کمال، همه را الهامبخش کرد» بار مثبت دارد و پشتکار و انگیزهی بالا را نشان میدهد. در مقابل، جملهی «The relentless storm destroyed everything in its path» به معنای «طوفان بیرحم همه چیز را در مسیر خود نابود کرد» بار منفی و شدت و خطرناک بودن را منتقل میکند.
از نظر کاربردی، «relentless» در زندگی روزمره، ادبیات، ورزش، محیط کاری و علوم طبیعی به کار میرود. در ورزش و کار، به معنای استمرار تلاش و عدم تسلیم شدن است. در طبیعت، مانند باران، طوفان یا گرمای شدید، «relentless» شدت و پیوستگی شرایط را توصیف میکند. در محیط کاری یا پروژهها، توصیف تیم یا فردی به عنوان relentless نشاندهندهی انگیزه، پشتکار و تعهد به اهداف است.
از نظر دستوری، «relentless» صفتی است که از فعل «relent» به معنای «نرم شدن، کوتاه آمدن» ساخته شده و با پسوند «-less» به معنای «بدون توقف یا بدون کوتاه آمدن» تبدیل شده است. به این ترتیب، واژه بیان میکند که عمل یا ویژگی مورد نظر هیچ توقفی ندارد و به شکل مداوم ادامه مییابد.
در متون ادبی، رسانهای و انگیزشی، «relentless» برای تأکید بر تلاش بیوقفه، شدت حوادث یا قدرت اراده به کار میرود. نویسندگان و سخنرانان با استفاده از این واژه میتوانند تأثیر رفتارها، شرایط یا نیروها را برجسته کنند و حس پایداری یا شدت را به مخاطب منتقل نمایند.
«relentless» واژهای چندوجهی است که هم برای توصیف پشتکار، تلاش و انگیزه بیوقفه و هم برای بیان شدت، فشار یا بیرحمی شرایط به کار میرود. آشنایی با این واژه توانایی بیان مفاهیم مربوط به استمرار، تعهد و شدت را در زبان انگلیسی تقویت میکند و امکان انتقال دقیق حس پایداری یا شدت وقایع و رفتارها را فراهم میسازد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «relentless» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/relentless