گذشتهی ساده:
savagedشکل سوم:
savagedسومشخص مفرد:
savagesوجه وصفی حال:
savagingشکل جمع:
savagesوحشی، درنده، خشن، سبع، وحشیانه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The movie depicts the savage nature of war in a brutally realistic way.
این فیلم، ماهیت خشن جنگ را بهشکلی بیپرده و واقعگرایانه به تصویر میکشد.
The police described the incident as a savage attack on an unarmed civilian.
پلیس، این حادثه را حملهای وحشیانه به غیرنظامی بدون سلاح توصیف کرد.
A wolf is a savage animal.
گرگ حیوان سبعی است.
a savage tiger
پلنگ درنده
a savage forest
جنگل خودروی
ظالم، تند، شدید، بیرحمانه، کوبنده، سختگیرانه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The savage commander ordered the civilians to be executed.
فرماندهی ظالم دستور داد که غیرنظامیان اعدام بشوند.
The report included savage remarks about the company’s management.
این گزارش شامل اظهار نظرهای تندی دربارهی مدیریت شرکت بود.
his savage remarks
اظهارات رنجشآور او
the newspapers' savage criticism of him
انتقادات بسیار شدید روزنامهها از او
شدید، اساسی، گسترده، سنگین، سخت
The reforms led to savage reductions in funding across several sectors.
این اصلاحات به کاهشهای گستردهی بودجه در چندین بخش منجر شد.
The company announced savage cuts to its workforce after months of losses.
پساز ماهها زیان، شرکت از کاهشهای شدید در نیروی کار خود خبر داد.
savage cuts in the educational budget
کاهشهای دردآور بودجهی آموزشی
حمله کردن، دریدن، زخمی کردن، لتوپار کردن، مجروح کردن
Newspapers savaged the new prime minister.
روزنامهها، نخستوزیر جدید را مورد حملهی وحشیانه قرار دادند.
The child was savaged by the neighbor's dog.
کودک، مورد حملهی سگ همسایه قرار گرفت.
انسان بدوی، وحشی
In the middle of the jungle we were attacked by savages.
در وسط جنگل مورد حملهی وحشیان قرار گرفتیم.
Archaeological evidence shows that these savages used simple stone tools.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد که این انسانهای بدوی از ابزارهای سادهی سنگی استفاده میکردند.
a savage tribe
یک قبیله بدوی
کلمهی savage در زبان فارسی به «وحشی» یا «درنده» ترجمه میشود.
«وحشی» معمولاً به شخص یا موجودی اشاره دارد که رفتارها و اعمالش تحت کنترل جامعه یا قوانین مدنی نیست و ممکن است خشن، بیرحم یا غیرمتمدن به نظر برسد. این کلمه در بسیاری از متون ادبی، تاریخی و فرهنگی برای توصیف افرادی یا گروههایی به کار رفته که با طبیعت یا شرایط سخت زندگی ارتباط نزدیک دارند و هنوز تحت تأثیر تمدن و قوانین رسمی نیستند.
در زبان ادبی و هنری، واژهی «وحشی» گاه بار معنایی پیچیدهتری پیدا میکند. این مفهوم میتواند نماد آزادی، اصالت یا قدرت طبیعی باشد، همانطور که در داستانها و افسانهها حیوانات یا شخصیتهای وحشی اغلب نماد نیروهای طبیعی یا نیرویی سرکش و غیرقابل کنترل به حساب میآیند. در چنین زمینههایی، «وحشی» گاه مثبت و گاه منفی تفسیر میشود و بستگی به زاویه نگاه نویسنده یا هنرمند دارد.
در زندگی روزمره و مکالمات اجتماعی، به کار بردن «وحشی» برای افراد معمولاً بار انتقادی دارد و به رفتارهای خشن، بیمنطق یا غیرقابل پیشبینی اشاره میکند. این واژه میتواند نشاندهندهی عدم رعایت قوانین، پرخاشگری یا بیتوجهی به دیگران باشد. به همین دلیل، در متون اجتماعی و روانشناسی معمولاً با مفاهیمی مانند خشونت، کنترل هیجان و مهارتهای اجتماعی مرتبط است.
از نظر تاریخی، واژهی «وحشی» در توصیف گروههای انسانی غیرمتمدن یا قبایل بومی در منابع غربی و شرق به کار رفته است. اگرچه این کاربردها امروزه جنبهی تبعیضآمیز و منفی دارند، اما در گذشته، «وحشی» نشاندهندهی فاصلهی فرهنگی و سبک زندگی متفاوت بوده است. بررسی این کاربردها به فهم تحولات اجتماعی و فرهنگی کمک میکند.
در هنر و فرهنگ معاصر، «وحشی» گاهی به عنوان استعاره برای نیرویی سرکش، شور و اشتیاق یا فردی که محدودیتها را نمیپذیرد، به کار میرود. شخصیتهای «وحشی» در فیلم، ادبیات و موسیقی معمولاً جذابیت خاصی دارند، زیرا نشان میدهند که آزادی و اصالت میتوانند در تضاد با نظم و قوانین قرار گیرند. این نگاه هنری باعث میشود مفهوم «وحشی» صرفاً منفی نباشد و ابعاد مختلف انسانی و طبیعی را منعکس کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «savage» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/savage