آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ دی ۱۴۰۴

    Savage

    ˈsævɪdʒ ˈsævɪdʒ

    گذشته‌ی ساده:

    savaged

    شکل سوم:

    savaged

    سوم‌شخص مفرد:

    savages

    وجه وصفی حال:

    savaging

    شکل جمع:

    savages

    معنی savage | جمله با savage

    adjective

    وحشی، درنده، خشن، سبع، وحشیانه

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    The movie depicts the savage nature of war in a brutally realistic way.

    این فیلم، ماهیت خشن جنگ را به‌شکلی بی‌پرده و واقع‌گرایانه به تصویر می‌کشد.

    The police described the incident as a savage attack on an unarmed civilian.

    پلیس، این حادثه را حمله‌ای وحشیانه به غیرنظامی بدون سلاح توصیف کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A wolf is a savage animal.

    گرگ حیوان سبعی است.

    a savage tiger

    پلنگ درنده

    a savage forest

    جنگل خودروی

    adjective

    ظالم، تند، شدید، بی‌رحمانه، کوبنده، سخت‌گیرانه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The savage commander ordered the civilians to be executed.

    فرمانده‌ی ظالم دستور داد که غیرنظامیان اعدام بشوند.

    The report included savage remarks about the company’s management.

    این گزارش شامل اظهار نظرهای تندی درباره‌ی مدیریت شرکت بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    his savage remarks

    اظهارات رنجش‌آور او

    the newspapers' savage criticism of him

    انتقادات بسیار شدید روزنامه‌ها از او

    adjective

    شدید، اساسی، گسترده، سنگین، سخت

    The reforms led to savage reductions in funding across several sectors.

    این اصلاحات به کاهش‌های گسترده‌ی بودجه در چندین بخش منجر شد.

    The company announced savage cuts to its workforce after months of losses.

    پس‌از ماه‌ها زیان، شرکت از کاهش‌های شدید در نیروی کار خود خبر داد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    savage cuts in the educational budget

    کاهش‌های دردآور بودجه‌ی آموزشی

    verb - transitive

    حمله کردن، دریدن، زخمی کردن، لت‌وپار کردن، مجروح کردن

    Newspapers savaged the new prime minister.

    روزنامه‌ها، نخست‌وزیر جدید را مورد حمله‌ی وحشیانه قرار دادند.

    The child was savaged by the neighbor's dog.

    کودک، مورد حمله‌ی سگ همسایه قرار گرفت.

    noun countable

    انسان بدوی، وحشی

    In the middle of the jungle we were attacked by savages.

    در وسط جنگل مورد حمله‌ی وحشیان قرار گرفتیم.

    Archaeological evidence shows that these savages used simple stone tools.

    شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این انسان‌های بدوی از ابزارهای ساده‌ی سنگی استفاده می‌کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a savage tribe

    یک قبیله بدوی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد savage

    1. adjective wild, untamed
      Synonyms:
      natural crude rough fierce brutal barbaric primitive feral uncivilized untamed undomesticated native original simple harsh rustic turbulent vicious bestial brute fundamental primary rugged unrestrained aboriginal archaic ancient barbarian earliest first in a state of nature lupine nonliterate primeval primordial pristine rude uncultivated uncultured unmodified unbroken unspoiled
      Antonyms:
      tame civilized domesticated calm
    1. adjective cruel, vicious
      Synonyms:
      brutal violent fierce ruthless ferocious merciless heartless inhuman sadistic malicious bloody grim destructive relentless rapacious murderous bestial inhumane atrocious barbarous devilish diabolical hellish infernal cold-blooded brutish fell truculent raging furious frantic crazed demoniac bloodthirsty beastly remorseless unrelenting ravening wolfish feral ferine rabid
      Antonyms:
      kind nice benign
    1. noun native
      Synonyms:
      barbarian cannibal aborigine troglodyte tribesman ferity primitive
    1. verb criticize harshly or violently
      Synonyms:
      blast pillory crucify

    سوال‌های رایج savage

    معنی savage به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی savage در زبان فارسی به «وحشی» یا «درنده» ترجمه می‌شود.

    «وحشی» معمولاً به شخص یا موجودی اشاره دارد که رفتارها و اعمالش تحت کنترل جامعه یا قوانین مدنی نیست و ممکن است خشن، بی‌رحم یا غیرمتمدن به نظر برسد. این کلمه در بسیاری از متون ادبی، تاریخی و فرهنگی برای توصیف افرادی یا گروه‌هایی به کار رفته که با طبیعت یا شرایط سخت زندگی ارتباط نزدیک دارند و هنوز تحت تأثیر تمدن و قوانین رسمی نیستند.

    در زبان ادبی و هنری، واژه‌ی «وحشی» گاه بار معنایی پیچیده‌تری پیدا می‌کند. این مفهوم می‌تواند نماد آزادی، اصالت یا قدرت طبیعی باشد، همان‌طور که در داستان‌ها و افسانه‌ها حیوانات یا شخصیت‌های وحشی اغلب نماد نیروهای طبیعی یا نیرویی سرکش و غیرقابل کنترل به حساب می‌آیند. در چنین زمینه‌هایی، «وحشی» گاه مثبت و گاه منفی تفسیر می‌شود و بستگی به زاویه نگاه نویسنده یا هنرمند دارد.

    در زندگی روزمره و مکالمات اجتماعی، به کار بردن «وحشی» برای افراد معمولاً بار انتقادی دارد و به رفتارهای خشن، بی‌منطق یا غیرقابل پیش‌بینی اشاره می‌کند. این واژه می‌تواند نشان‌دهنده‌ی عدم رعایت قوانین، پرخاشگری یا بی‌توجهی به دیگران باشد. به همین دلیل، در متون اجتماعی و روانشناسی معمولاً با مفاهیمی مانند خشونت، کنترل هیجان و مهارت‌های اجتماعی مرتبط است.

    از نظر تاریخی، واژه‌ی «وحشی» در توصیف گروه‌های انسانی غیرمتمدن یا قبایل بومی در منابع غربی و شرق به کار رفته است. اگرچه این کاربردها امروزه جنبه‌ی تبعیض‌آمیز و منفی دارند، اما در گذشته، «وحشی» نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ی فرهنگی و سبک زندگی متفاوت بوده است. بررسی این کاربردها به فهم تحولات اجتماعی و فرهنگی کمک می‌کند.

    در هنر و فرهنگ معاصر، «وحشی» گاهی به عنوان استعاره برای نیرویی سرکش، شور و اشتیاق یا فردی که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد، به کار می‌رود. شخصیت‌های «وحشی» در فیلم، ادبیات و موسیقی معمولاً جذابیت خاصی دارند، زیرا نشان می‌دهند که آزادی و اصالت می‌توانند در تضاد با نظم و قوانین قرار گیرند. این نگاه هنری باعث می‌شود مفهوم «وحشی» صرفاً منفی نباشد و ابعاد مختلف انسانی و طبیعی را منعکس کند.

    ارجاع به لغت savage

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «savage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/savage

    لغات نزدیک savage

    • - sava
    • - savable
    • - savage
    • - savagery
    • - savanna
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.