آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۴

      Brutal

      ˈbruːtl ˈbruːtl

      صفت تفضیلی:

      more brutal

      صفت عالی:

      most brutal

      معنی brutal | جمله با brutal

      adjective C1

      وحشی، بی‌رحم، ظالم، جانورخوی، حیوان‌صفت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      The brutal dictator's regime left people in fear and despair.

      رژیم دیکتاتور ظالم مردم را در ترس و ناامیدی فروبرد.

      The brutal king's orders led to countless innocent lives being lost.

      دستورات پادشاه بی‌رحم منجر به از دست رفتن جان افراد بی‌گناه زیادی شد.

      adjective C1

      وحشیانه، بی‌رحمانه، ظالمانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The movie featured a brutal fight scene that shocked the audience.

      این فیلم، صحنه‌ی مبارزه‌ی وحشیانه‌ای داشت که تماشاگران را شوکه کرد.

      The animal was a victim of brutal treatment in captivity.

      این حیوان در اسارت، قربانی رفتار ظالمانه شد.

      adjective

      ناخوشایند، سخت

      The brutal winter left the town covered in ice and snow.

      این زمستان سخت، شهر را پوشیده از یخ و برف کرد.

      The movie depicted a brutal reality of war.

      این فیلم واقعیتی ناخوشایند از جنگ را به تصویر کشید.

      adjective

      صریح، رک، تلخ، آزاردهنده

      He faced brutal criticism for his decision.

      او به‌دلیل تصمیم خود با انتقادهای صریح روبه‌رو شد.

      The team's brutal defeat was hard to swallow.

      شکست تلخ تیم قابل هضم نبود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد brutal

      1. adjective cruel, remorseless
        Synonyms:
        cruel harsh severe rough hard callous heartless insensitive unfeeling ruthless merciless unmerciful pitiless ferocious vicious savage inhuman bloodthirsty barbarous rude impolite uncivil unmannerly uncivilized gruff remorseless
        Antonyms:
        kind nice humane generous
      1. adjective crude, rough
        Synonyms:
        rude coarse rough savage brutish brute animal bestial beastly inhuman carnal unfeeling feral swinish bearish ferine inhumane
        Antonyms:
        kind gentle nice

      سوال‌های رایج brutal

      صفت تفضیلی brutal چی میشه؟

      صفت تفضیلی brutal در زبان انگلیسی more brutal است.

      صفت عالی brutal چی میشه؟

      صفت عالی brutal در زبان انگلیسی most brutal است.

      ارجاع به لغت brutal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «brutal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/brutal

      لغات نزدیک brutal

      • - brussels sprout
      • - brut
      • - brutal
      • - brutality
      • - brutalization
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.