Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Rude

      ruːd ruːd

      صفت تفضیلی:

      ruder

      صفت عالی:

      rudest

      معنی rude | جمله با rude

      adjective B1

      خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      a rude hut

      کلبه‌ی بدساخت

      It was very rude of you to ignore your uncle.

      محل نگذاشتن تو نسبت به عمویت کمال بی‌ادبی بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a rude reply

      پاسخ بی‌ادبانه

      a rude joke

      شوخی وقاحت‌آمیز

      a rude awakening

      هشیارسازی دردناک

      a rude reminder of his sufferings

      یادآور تکان‌دهنده‌ی مشقت‌های او

      winter's rude winds

      بادهای شدید زمستان

      rude tones

      نواهای ناهنجار

      rude music

      موسیقی گوش‌خراش

      rude cave drawings

      نقاشی‌های بدوی درون غار

      rude appraisal

      برآورد نسنجیده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rude

      1. adjective disrespectful, rough
        Synonyms:
        impolite discourteous uncivil impertinent cheeky fresh impudent insulting vulgar rough crude coarse boorish loutish churlish uncouth gruff short abrupt blunt curt offhand ungracious unmannerly surly savage wild low gross brutish barbarous barbaric barbarian unrefined unpolished scurrilous inconsiderate intrusive peremptory abusive graceless uneducated illiterate ignorant raw obscene uncivilized crabbed
        Antonyms:
        respectful polite kind mannerly nice
      1. adjective crude, primitive
        Synonyms:
        rough raw simple primitive coarse ignorant green wild artless barbarous fresh unfinished unrefined shapeless formless unprocessed makeshift rudimentary uncivilized inexperienced unpolished inelegant roughly made unfashioned unformed primal rudimental inexpert callow inartistic uncultivated unconversant angular roughhewn unhewn
        Antonyms:
        refined polished sophisticated
      1. adjective sudden; approximate
        Synonyms:
        abrupt sharp rough approximate imperfect imprecise inexact unpleasant violent turbulent startling harsh proximate guessed surmised be in the ballpark unprecise
        Antonyms:
        gradual smooth exact

      لغات هم‌خانواده rude

      noun
      rudeness
      adjective
      rude
      adverb
      rudely

      سوال‌های رایج rude

      صفت تفضیلی rude چی میشه؟

      صفت تفضیلی rude در زبان انگلیسی ruder است.

      صفت عالی rude چی میشه؟

      صفت عالی rude در زبان انگلیسی rudest است.

      ارجاع به لغت rude

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rude» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rude

      لغات نزدیک rude

      • - ruddy
      • - ruddy duck
      • - rude
      • - rude awakening
      • - rudely
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.