آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

      Rudimentary

      ˌruːdəˈmentri ˌruːdəˈmentri

      معنی rudimentary | جمله با rudimentary

      adjective

      ناقص، اولیه، بدوی، ابتدایی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the rudimentary principles of physics

      اصول بنیادی علم فیزیک

      a rudimentary knowledge of German

      سواد کم در زبان آلمانی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rudimentary

      1. adjective basic, fundamental
        Synonyms:
        simple elementary primary initial early fundamental beginning elemental introductory primitive immature undeveloped nuts-and-bolts basal abecedarian embryonic larval vestigial uncompleted simplest
        Antonyms:
        advanced developed additional extra nonessential derivative

      سوال‌های رایج rudimentary

      معنی rudimentary به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «rudimentary» در زبان فارسی به «ابتدایی»، «ساده» یا «پایه‌ای» ترجمه می‌شود.

      این صفت برای توصیف چیزی به‌کار می‌رود که در مراحل اولیه یا ابتدایی خود قرار دارد و هنوز کامل، پیشرفته یا توسعه‌یافته نیست. «Rudimentary» معمولاً به توانایی‌ها، دانش، مهارت‌ها، ابزارها یا سیستم‌هایی اشاره دارد که فقط ویژگی‌های پایه‌ای و اساسی را دارند و فاقد جزئیات پیچیده یا عملکرد پیشرفته هستند.

      در زندگی روزمره، وقتی می‌گویند چیزی rudimentary است، منظور این است که آن موضوع یا ابزار فقط به صورت ساده و ابتدایی وجود دارد و برای کارهای پیچیده یا پیشرفته کافی نیست. برای مثال، یک برنامه کامپیوتری rudimentary ممکن است فقط چند عملکرد اصلی داشته باشد و از ویژگی‌های پیشرفته بی‌بهره باشد. این کاربرد نشان می‌دهد که «rudimentary» بر پایه بودن و ابتدایی بودن چیزی تأکید دارد.

      از نظر علمی و آموزشی، «rudimentary» اغلب برای توصیف مراحل اولیه یادگیری یا رشد استفاده می‌شود. برای مثال، دانش‌آموزی که دانش ریاضی rudimentary دارد، با مفاهیم پایه آشناست ولی هنوز تسلط کاملی بر موضوعات پیشرفته ندارد. یا در زیست‌شناسی، اندام rudimentary در حیوانات یا گیاهان به اندامی گفته می‌شود که در طول تکامل به شکل ناقص یا ابتدایی باقی مانده و کارکرد کامل ندارد. این کاربرد علمی نشان می‌دهد که rudimentary می‌تواند به هر چیز در حال رشد، توسعه یا تکامل اشاره داشته باشد.

      در فرهنگ و ادبیات نیز، استفاده از «rudimentary» می‌تواند به معنای ساده بودن، اصالت یا ابتدایی بودن یک مفهوم یا روش باشد. مثلاً در داستان‌ها یا متون فلسفی، ممکن است به ایده‌ها یا مهارت‌های rudimentary اشاره شود تا نشان دهد که شخصیت یا جامعه هنوز در مراحل اولیه‌ی توسعه قرار دارد و فرصت رشد و پیشرفت دارد.

      «rudimentary» مفهومی است که بر ابتدایی بودن، پایه‌ای بودن و ساده بودن چیزها تأکید دارد. این صفت یادآور این است که هر مهارت، ابزار یا سیستم پیچیده‌ای در ابتدا rudimentary بوده و نیاز به توسعه، تمرین و تکامل داشته است. شناخت ویژگی‌های rudimentary به ما کمک می‌کند تا ارزش پیشرفت و تلاش برای کامل‌تر کردن آن‌ها را بهتر درک کنیم.

      ارجاع به لغت rudimentary

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rudimentary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rudimentary

      لغات نزدیک rudimentary

      • - rudesby
      • - rudiment
      • - rudimentary
      • - rudiments
      • - rudolf l
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.