آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲

      Derivative

      dɪˈrɪvətɪv dɪˈrɪvətɪv

      شکل جمع:

      derivatives

      معنی derivative | جمله با derivative

      adjective

      اقتباسی، غیراصیل، تقلیدی

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      His artwork was dismissed as derivative.

      ملودی این ترانه اقتباسی تلقی شد.

      The movie was highly criticized for being derivative.

      این فیلم به دلیل تقلیدی بودن به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

      adjective noun countable

      زبان‌شناسی مشتق

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Understanding derivatives can enhance one's vocabulary and language skills.

      درک مشتقات می‌تواند واژگان و مهارت‌های زبانی فرد را افزایش دهد.

      "Cat" is a derivative of the Latin word "cattus."

      cat مشتق کلمه‌ی لاتین cattus است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      "Happiness" is a derivative of the word "happy."

      happiness مشتق کلمه‌ی happy است.

      The linguist analyzed the derivative forms of the word "child" in different languages.

      این زبان‌شناس به تجزیه‌وتحلیل اشکال مشتق لغت child در زبان‌های مختلف پرداخت.

      The adjective "beautiful" is a derivative form of the noun "beauty."

      صفت beautiful شکل مشتقی از اسم beauty است.

      noun countable

      ریاضی مشتق (حد نسبت تغییر یک تابع به تغییر متناظر در متغیر مستقل آن با نزدیک شدن تغییر دومی به صفر)

      Calculating the derivative of a function involves finding the limit of the ratio described.

      از مشتق تابع می‌توان برای یافتن شیب یک خط مماس بر هر نقطه‌ی معین استفاده کرد.

      The derivative of a constant function is always zero.

      مشتق تابع ثابت همیشه صفر است.

      adjective noun countable

      شیمی مشتق، فرآمده، گرفته‌شده (از ماده‌ای دیگر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The chemist synthesized a new derivative of the compound.

      شیمی‌دان مشتق جدیدی از این ترکیب را سنتز کرد.

      The production of this derivative requires a complex series of chemical reactions.

      تولید این فرآمده نیازمند یک سری واکنش‌های شیمیایی پیچیده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The researcher studied the molecular structure of the derivative

      محقق ساختار مولکولی این مشتق را بررسی کرد.

      noun countable

      اقتصاد ابزار مشتقه، ابزار برگرفته (قرارداد یا اوراقی که ارزش آن‌ها وابسته به ارزش اوراق بهادار یا کالا یا شمش یا ارز اصلی است و هیچ‌گونه ارزش مستقلی ندارند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      The company used derivatives to hedge against potential interest rate fluctuations.

      این شرکت از ابزارهای مشتقه برای کاهش دادن ریسک در نوسانات احتمالی نرخ بهره استفاده کرد.

      Understanding the complexities of derivatives is crucial for successful financial trading.

      درک پیچیدگی‌های ابزارهای برگرفته در تجارت مالی موفق بسیار مهم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد derivative

      1. adjective borrowed, transmitted from source
        Synonyms:
        secondary acquired copied obtained hereditary borrowed plagiarized plagiaristic unoriginal imitative inferred cognate evolved connate caused ancestral rehashed coming from secondhand transmitted from source subordinate inferential not original uninventive
        Antonyms:
        original unique inventive unborrowed
      1. noun product, descendant
        Synonyms:
        wave by-product offshoot spin-off outgrowth
        Antonyms:
        source root original invention

      لغات هم‌خانواده derivative

      noun
      derivative
      verb - transitive
      derive

      سوال‌های رایج derivative

      شکل جمع derivative چی میشه؟

      شکل جمع derivative در زبان انگلیسی derivatives است.

      ارجاع به لغت derivative

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «derivative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/derivative

      لغات نزدیک derivative

      • - derivation
      • - derivational
      • - derivative
      • - derive
      • - derive from
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.