آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Source

      sɔːrs sɔːs

      گذشته‌ی ساده:

      sourced

      شکل سوم:

      sourced

      سوم‌شخص مفرد:

      sources

      وجه وصفی حال:

      sourcing

      شکل جمع:

      sources

      معنی source | جمله با source

      noun countable B2

      منبع، سرچشمه، منشأ، مبدأ، خاستگاه، ریشه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      The sun is our source of energy.

      خورشید منبع انرژی ما است.

      Poor communication was the source of the misunderstanding.

      ارتباط ضعیف منشأ این سوءتفاهم بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The noise seemed to come from an unknown source.

      به‌نظر می‌رسید صدا از منبعی ناشناخته می‌آید.

      The river has its source in the mountains.

      سرچشمه‌ی این رودخانه در کوه‌ها است.

      at source

      در سرچشمه، در مبدأ

      source material

      مآخذ، منابع

      the source of Nile

      سرچشمه‌ی رود نیل

      the source language

      زبان مبدأ

      money taxed as source

      پولی که در جا مالیات آن کسر می‌شود، پول مالیات در رفته

      noun countable C1

      منبع (شخصی یا چیزی که اطلاعات فراهم می‌کند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      An anonymous source provided the documents to the media.

      منبعی ناشناس این اسناد را در اختیار رسانه‌ها قرار داد.

      Reporters must protect their confidential sources.

      خبرنگاران باید از منابع محرمانه‌ی خود محافظت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He claimed that his source was someone inside the company.

      او ادعا کرد که منبعش، فردی در داخل شرکت بوده است.

      verb - transitive

      حاصل کردن، گرفتن، فراهم کردن، تأمین کردن، تهیه کردن، به دست آوردن

      We try to source ingredients that are organic and environmentally friendly.

      ما تلاش می‌کنیم مواد اولیه‌ای را تأمین کنیم که ارگانیک و سازگار با محیط‌زیست باشند.

      All fabrics are sourced directly from Italy.

      تمام پارچه‌ها مستقیماً از ایتالیا تهیه می‌شوند.

      verb - transitive

      مشخص کردن، ذکر کردن، ارجاع دادن (منبع)

      Make sure to source that quote from the official report.

      حتماً آن نقل‌قول را از گزارش رسمی ارجاع بده.

      In academic writing, it’s important to properly source all your information.

      در نوشتار علمی، ذکر صحیح منابع اطلاعاتی بسیار مهم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد source

      1. noun a person or work supplying information
        Synonyms:
        reference expert specialist informant authorization source material
      1. noun beginning; point of supply
        Synonyms:
        origin start cause beginning father mother rise root expert authority opening inception parent spring onset commencement connection informant author derivation provenance antecedent determinant birthplace fountain origination paternity maternity authorship begetter provenience specialist fount wellspring starting point horse’s mouth dawn dawning originator fountainhead
        Antonyms:
        end effect result

      Collocations

      alternative energy source

      منبع انرژی جایگزین

      source of fun

      مایه/منبع سرگرمی

      source of funding

      منبع تامین مالی، منبع بودجه

      source of amusement

      مایه تفریح، وسیله سرگرمی

      source of income

      منبع درآمد

      Collocations بیشتر

      reliable source

      منبع موثق / منبع معتبر

      rich source

      منبع غنی

      source of entertainment

      منبع سرگرمی

      valuable source

      منبع ارزشمند

      cheap source

      منبع ارزان

      divulge a source

      فاش کردن منبع

      source of enter

      منبع ورود

      سوال‌های رایج source

      گذشته‌ی ساده source چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده source در زبان انگلیسی sourced است.

      شکل سوم source چی میشه؟

      شکل سوم source در زبان انگلیسی sourced است.

      شکل جمع source چی میشه؟

      شکل جمع source در زبان انگلیسی sources است.

      وجه وصفی حال source چی میشه؟

      وجه وصفی حال source در زبان انگلیسی sourcing است.

      سوم‌شخص مفرد source چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد source در زبان انگلیسی sources است.

      ارجاع به لغت source

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «source» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/source

      لغات نزدیک source

      • - sour salt
      • - sourball
      • - source
      • - source computer
      • - source data
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.