آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Fountainhead

ˈfaʊntnhed ˈfaʊntənhed

توضیحات:

شکل نوشتاری دیگر این لغت: fountain-head

معنی fountainhead | جمله با fountainhead

noun countable formal

سرچشمه‌، سرمنشأ، منبع اصلی، منشأ اصلی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

The fountainhead of the river was located deep in the mountains.

سرچشمه‌‌ی رودخانه در اعماق کوه قرار داشت.

The company's CEO was the fountain-head of all major decisions.

مدیرعامل شرکت، منشأ اصلی تمام تصمیمات مهم بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fountainhead

  1. noun principal source; person who originates

ارجاع به لغت fountainhead

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fountainhead» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fountainhead

لغات نزدیک fountainhead

پیشنهاد بهبود معانی